تبليغاتX
علمی و آموزشی

علمی و آموزشی

Be Positive

تبلیغات


                                 

                                          

 

ضمن عرض سلام خدمت شما بازديد کننده گرامي اميدوارم لحضات خوشي را در اين وبلاگ بگذرانيد لطفا با نظرات خود ما را در بهتر شدن مطالب وبلاک کمک کنيد

 

برای لینک به وبلاگ من:این کد را در بخش تنظیمات وبلاگ خود قرار دهید:

*******************************************************************

برای ورود به این سایت با نسخه جدید کلیک کنید

*******************************************************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت 5:9 PM  توسط سامان  | 

درباره....

مایکل جوزف جکسن

مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشتهٔ ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، بازرگان آمریکایی و یکی از موفق ترین سرگرمی سازان تمام دوران ها به شمار می آيد. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۶ سالگی به عنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را "سلطان پاپ" می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبوم‌های موسیقی جهان هستند: جدا از بقیه، دلهره آور، بد، خطرناک، تاریخ.

در دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی پاپ، و اولین سرگرمی ساز آمریکائی آفریقایی‌تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکن عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTV بود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل «بیلی جین»، «بزن به چاک» و دلهره آور، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک رقص و آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.

جکسن همچنین یک بشر دوست برجسته بود.او توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریهٔ خود، و پشتیبانی از ۳۹ جنبش خیرخواهانه، میلیون‌ها دلار برای اهداف خیریه وقف یا جمع آوری کرد. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهردر حال تغییر و رفتارش ، سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفادهٔ جنسی از کودکان شد. اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و جکسن هرگز دستگیر نشد. پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. از اوایل دهه نود نگرانی‌هایی دربارهٔ وضعیت سلامتی او وجود داشت و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی در بارهٔ وضعیت مالی این خواننده گزارش می‌شد. در سال ۲۰۰۵ جکسن بدلیل اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفادهٔ جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه و تبرئه شد.

در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ، جکسن در سن ۵۰ سالگی ، بر اثر ایست قلبی درگذشت. در این زمان او در حال آماده شدن و تمرین برای یک سری ۵۰ تایی از کنسرت ها به نام "این است" که قرار بود در لندن برگزار شود، بود. مرگ او توسط پزشکی قانونی لوس آنجلس ، قتل معرفی شد. درگذشت او باعث غلیان و خروش ناگهانی احساسات جهانی و لبریز سوگ فراوانی در سراسر دنیا شد. مراسم یاد بود جهانی او که در سراسر دنیا تحت پوشش قرار گرفت توسط یک میلیارد انسان از سراسر دنیا نظاره شد.

او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافته است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بیشمار در لیست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان "موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران ها" ، ۱۳ جایزهٔ گرمی ، ۱۳ تک آهنگ شمارهٔ یک سولو__ بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری جدول صد اثر برترــــ و فروش بیش از ۷۵۰ میلیون واحد در سراسر جهان اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسن به خانه نبرده باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است. بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه‌است که کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسن همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ عامه کرده‌است. او به عنوان یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته می‌شود.

۱۹۹۱ــ۱۹۹۲: Dangerous ،بنیادخیریه Heal The World و Super BowlXXVII

در مارس ۱۹۹۱، جکسن قراردادش را با سونی به ارزش ۶۵ میلیون دلار تمدید نمود؛ ارزش این قرارداد در آن زمان رکوردشکن بود. جکسن هشتمین آلبومش Dangerous (خطرناک) را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد. تا ۲۰۰۸، Dangerous هفت میلیون سری در داخل آمریکا و ۳۲ میلیون کپی در سراسر دنیا فروش کرده‌است. آمار فروش Dangerous نسبت به Bad سریعتر بالا رفت. در آمریکا، تک آهنگ اول آلبوم «سیاه یا سفید»(Black Or White) پرفروش ترین اثر از این آلبوم بود، و به جایگاه شمارهٔ یک جدول ۱۰۰ اثر برتر دست یافت و هفت هفته آنجا ماند، این اثر عملکردی مشابه در جداول فروش نقاط دیگر دنیا داشت. تک آهنگ دیگر آلبوم «زمانی رو بیاد بیار»(Remember The Time) در آمریکا به مدت ۸ هفته در میان ۵ جایگاه نخست بود، و در جایگاه سوم جدول ۱۰۰ تک آهنگ برتر قرار گرفت. در ۱۹۹۳، جکسن این آهنگ را در مراسم "جوایز سول ترین"(Soul Train Awards) بر روی صندلی چرخدار اجرا نمود، و در توضیح گفت که در تمرینات آسیب دیده. در بریتانیا و بخش‌های دیگری از اروپا، «دنیا رو شفا بده»(Heal The World)، پرفروش ترین اثر از آلبوم بود؛ این اثر ۴۵۰٫۰۰۰ کپی در بریتانیا فروخت و در ۱۹۹۲ به مدت پنج هفته در جایگاه دوم جدول قرار گرفت.

جکسن بنیاد دنیا را شفا بده(Heal The World) را در ۱۹۹۲ بنیانگذاری کرد. سازمان خیریه‌ای که کودکان بی بضاعت را به ملک جکسن می‌آورد، تا از پارک تفریحی که جکسن بعد از خرید ملک در آنجا ساخته بود بطور رایگان استفاده کنند. این بنیاد همچنین میلیون‌ها دلار برای کمک به کودکان بیمار و جنگ زده به نقاط مختلف کرهٔ زمین فرستاد. تور جهانی خطرناک در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۲ آغاز شد، و در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۳ خاتمه یافت. جکسن در ۶۷ کنسرت برای ۳٫۶ میلیون نفر برنامه اجرا کرد. تمام درآمد حاصل از این کنسرت‌ها به بنیاد Heal The World منتقل، و باعث جمع آوری میلیون‌ها دلار برای کمک به مردم شد. او حق پخش تلویزیونی تور جهانی Dangerous خود را در ازای ۲۰ میلیون دلار به HBO فروخت، یک قرارداد رکورد شکن که رکوردش تا به حال پا برجاست. بعد از بیماری و مرگ رایان وایت، جکسن به جلب توجه عموم نسبت به ایدز کمک کرد، بیماری که در آن زمان هنوز جنجال برانگیز بود. او در مراسم آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون بطور علنی تقاضا کرد که بودجه بیشتری برای کمک به بیماران مبتلا به ایدز و تحقیقات مربوط به این بیماری اختصاص داده شود.

در یک بازدید مشهور از آفریقا، جکسن از چند کشور این قاره بازدید به عمل آورد، که گابون و مصر در میان آن‌ها بودند. اولین توقف او در گابون با استقبال جمعیت ۱۰۰٫۰۰۰ نفری همراه بود، که لباس‌ها و علائم بومی به تن کرده بودند، برخی از آن‌ها علائمی در دست داشتند که معنی می‌شد: «به خانه خوش آمدی مایکل». در سفرش به ساحل عاج، رئیس قبیله بر سر او تاجی نهاد و او را «سلطان سانی» نامید. سپس او از بزرگان و دولتمردان به زبان های فرانسوی و انگلیسی تشکر کرد، اسناد رسمی پادشاهی خود را امضا نمود و در حالی که رقص‌های رسمی را نظاره می‌کرد، روی تخت پادشاهی از طلا نشست.

یکی از برترین اجراهای جکسن که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، در وقت استراحت بین دو نیمهٔ Super Bowl XXVII بود. در شروع اجرا، جکسن به روی صحنه پرتاب شد در حالی که آتش بازی ها، پشت سرش آرام می‌گرفتند. از هنگامی که پاهایش به روی سکو رسید، بدون هیچ احساسی «با مشت‌های گره کرده مثل یک مجسمهٔ با شکوه» آنجا ماند، یک عینک آفتابی و لباس ارتشی با رنگهای طلایی و سیاه بر تن داشت؛ و در حالی که مردم هلهله می‌کردند، برای چند دقیقه کاملا بی حرکت ماند. سپس به آرامی عینک آفتابی‌اش را برداشت، آن را دور انداخت و شروع به خواندن و رقصیدن کرد. روتین او شامل چهار آهنگ: «جمع بشید»(Jam)، «بیلی جین» ، «سیاه یا سفید» و «دنیا را شفا بده» بود. این اولین مسابقهٔ سوپر باول بود که تعداد تماشاگرانش در زمان نمایش بین دو نیمه رو به افزایش گذاشت، و تنها در آمریکا، ۱۳۵ میلیون نفر به تماشای آن نشستند؛ آلبوم Dangerous جکسن ۹۰پله در جدول آلبوم‌ها صعود کرد.

در سی و پنجمین مراسم سالانهٔ جوایز گرمی در لوس آنجلس، «جایزهٔ اسطورهٔ زنده» به جکسن داده شد. Black or White نامزد جایزهٔ بهترین اجرای آوازی و Jam در دو رشته نامزد شد: بهترین اجرای آوازی آر اند بی و بهترین آهنگ آر اند بی.

۲۰۰۸ــ۲۰۰۹: سال های آخر

به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد انتشار آلبوم Thriller ، جکسن آلبومی دو دیسکی بنام Thriller ۲۵(دلهره آور ۲۵) منتشر کرد. این ست شامل ۹ آهنگ اصلی آلبوم، بازترکیب‌ها و یک آهنگ جدید به نام «برای تمام دوران‌ها»(For All Time) بود. دو بازترکیب منتشر شده، «The Girl Is Mine۲۰۰۸» و «Wanna Be Startin' Something ۲۰۰۸» به موفقیت متوسطی دست یافتند. Thriller ۲۵ یک موفقیت تجاری بود، و به عنوان یک آلبوم دوباره منتشر شده عملکرد خوبی داشت. این آلبوم در ۸ کشور و اروپا شمارهٔ یک ،در آمریکا شمارهٔ دو و در بریتانیا شمارهٔ سه شد و در بیش از ۳۰ جدول موسیقی، در ۱۰ جایگاه برتر قرار گرفت. Thriller ۲۵ به عنوان یک آلبوم دوبار منتشر شده مجوز ورود به جدول ۲۰۰ اثر برتر را نداشت، اما به جایگاه نخست "جدول برترین کاتالوگ‌های پاپ" وارد شد، و برای ۱۱ هفتهٔ متناوب در آن جایگاه باقی ماند و بهترین فروش در ۱۲ سال اخیر را در آن جدول رقم زد.

در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۷ تبلوید های خبری اخباری مبنی بر روی آوردن مایکل جکسن به اسلام در خانهٔ استیو پورکارو به همراه موسیقی دان بریتانیایی کت استیوز (اکنون یوسف اسلام) و تغییر نامش به میکاییل منتشر کردند. اما این گزارش ها توسط خود جکسن تایید نشد. برخی منابع اظهار کردند که او در ۲۰۰۷ در زمانی که برادرش جرمین گفت که او ممکن است مسلمان شود، به اسلام روی آورده بود.

به منظور گرامی داشت ۵۰ امین سالگرد تولد جکسن، "سونی BMG" یک آلبوم مجموعه‌ای بنام King of Pop(پادشاه پاپ) در کشورهای مختلف منتشر نمود. این آلبوم حاوی آثاری از دوران کاری گروهی یا سولوی جکسن می‌شد، که تماما توسط طرفداران انتخاب شده بودند. طبق انتخاب طرفداران، هر کشور لیست آهنگ‌های منحصر به فرد خود را داشت. با وجود اینکه این آلبوم در آمریکا منتشر نشد، King of Pop در سطح وسیعی از کشورهای جهان در ۱۰جایگاه برتر قرار گرفت.

برای وامی که جکسن به ضمانت نورلند(Neverland) گرفته بود، فورتریس حراج این ملک را بررسی کرد. اما سرانجام وام را به "کلنی کپیتال LLC" فروخت. در نوامبر، جکسن عنوان مزرعهٔ نورلند را به "کمپانی مزرعهٔ درهٔ سیکامور LLC" تغییر داد. مزرعهٔ درهٔ سیکامور، شراکتی بین جکسن و کلنی کپیتال LLC است. وامی که جکسن بدهکار بود پرداخت شد. او ۳۵ میلیون از این ریسک تجاری بدست آورد.

در مارس ۲۰۰۹، جکسن اعلام کرد که از ۸ ژولای، ۱۰ کنسرت ـــ با عنوان «این است» ـــ دراستادیوم O۲ ارینای لندن اجرا خواهد نمود. او در توضیح گفت:"فقط می‌خواستم بگم که این‌ها آخرین اجراهای نمایشی من خواهند بود. وقتی می‌گم این آخرش است، واقعا منظورم همین است" و اضافه کرد که این "آخرین فراخوان به پردهٔ نمایش" اوست. به دلیل استقبال بی نظیر مردم تعدادکنسرت‌ها به ۵۰ کنسرت افزایش یافت و تمام بلیط‌ها به فروش رفت. فروش بی سابقه بلیط های سری کنسرت های جدید جکسن باعث ثبت چندین رکورد جدید برای او شد.در صورت برگذاری این کنسرت ها حدود یک میلیون نفر به تماشای این کنسرت‌ها می رفتند که بزرگترین استقبال در یک شهر از یک هنرمند در تاریخ می شد. این کنسرت‌ها همچنین رکورد سریع ترین فروش این تعداد بلیط (در عرض چند ساعت) را در دست دارد. رندی فیلیپس رئیس "AEG لایو" عنوان کرد که ۱۰ اجرای اول برای جکسن در آمدی معادل تقریبا ۵۰ میلیون یورو به همراه می آورد.تاریخ شروع کنسرت ها ۱۳ ژولای ۲۰۰۹ و پایان آن ۶ مارس ۲۰۱۰ بود.

کمتر از ۳ هفته قبل از شروع کنسرت ها در لندن، جکسن بر اثر ایست قلبی درگذشت. شرکت کلمبیا پیکچرز ، تصدیق کرده است که فیلمی مستند از آخرین تمرین ها ،وقایع پشت صحنه و مصاحبه‌های مربوط به کنسرت "این است" را در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹ ، به نمایش عمومی در سینماهای سراسر جهان در می آورد.

مرگ

در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ،جکسن در خانه‌ای اجاره شده در بلوار" نورث کارل وود" در منطقهٔ هومبلی هیلز لوس آنجلس در حالی که بیهوش بود بر روی تختش پیدا شد. تلاش برای به هوش آوردن او توسط پزشک شخصی‌اش ناموفق بود. ادارهٔ آتش‌نشانی لوس آنجلس در ساعت ۱۲:۲۲ تماسی دریافت کرد و ۳ دقیقهٔ بعد به محل رسید. گزارش شده بود که او نفس نمی‌کشید و عملیات احیای قلب انجام شد. تلاش برای احیای او در راه و برای یک ساعت دیگر در مرکز پزشکی یو سی ال آ، بعد از رسیدن به آنجا در حدود ساعت ۱۳:۱۴ ادامه یافت. به گزارش پیراپزشک‌هایی که به خانهٔ او رفتند او در همان زمان هم در حالت ایست قلبی قرار گرفته بود. مرگ او در ساعت ۲:۲۶ دقیقه به وقت محلی اعلام شد. در ۲۸ اوت پزشکی قانونی لوس آنجلس رسماً مورد مرگ مایکل جکسون را قتل معرفی کرد. جکسون در شب ۳ سپتامبر ، در گورستان "فارست لاون"در کالیفرنیا به خاک سپرده شد.

 .........................................................

کریستیانو رونالدو

کریستیانو رونالدو زاده ۵ فوریه سال ۱۹۸۵ فوتبالیست پرتغالی است. او عضو تیم ملی فوتبال پرتغال و تیم باشگاهی رئال مادرید است.

پیشرفت

‏۱۶ سالش بود که به عضویت اسپورتینگ لیسبون درآمد. رونالدو آنقدر خوب بازی می‌کرد ‏که در سال ۲۰۰۱ و با ۱۶ سال سن به تیم بزرگ سال اسپورتینگ را یافت. تابستان سال ۲۰۰۳ –وقتی او تنها ۱۸ سال داشت- برای اردوی تابستانی با تیمش به آمریکا رفته بود؛ او ‏در بازی دوستانه با منچستر خوب بازی کرد و فرگوسن را وادار کرد تا بگوید: «من این پسر ‏را می خواهم.» همان سال با حدود ۱۲ میلیون پوند به باشگاه منچستر یونایتد پیوست.‏

او به خوبی می‌داند که کار با مربی بزرگی چون فرگوسن عالی ترین عامل موفقیتش بوده ‏است. و همچنین به یاد دارد که وقتی سال اولش را در منچستر می‌گذراند؛ یک مربی ‏سختگیر و حامی بزرگ چون فرگوسن داشت.‏ رونالدو روز به روز رشد می‌کرد و بزرگتر می‌شد اما نمی‌توان نقش بازوبند کاپیتانی را ‏روی بازوی این بازیکن در تیم ملی پرتغال و در تجلی نبوغ این بازیکن انکار کرد. بعد از ‏خداحافظی فیگو در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶، لوییس فیلیپه اسکولاری بازوبند کاپیتانی را به او ‏داد؛ و کریستیانو رونالدو عصر جدیدی را با پیراهن تیم ملی کشورش آغاز کرد. او در ‏مسابقات مقدماتی یورو ۲۰۰۸ بازی های بسیار خوبی را از خود به نمایش گذاشت؛ ‏هرچند بازی ها در مرحله نهایی آن رقابتها به چشم نیامدند. رسیدن بازوبند کاپیتانی به او ‏درست یک روز پس از تولد ۲ سالگی اش بود و این اتفاق جالب در زندگی رونالدو به ‏شمار می‌رود. کارلوس سیلوا –رئیس وقت فدراسیون فوتبال پرتغال- ۲ روز پیش از مرگش ‏از اسکولاری خواسته بود که رونالدو را به عنوان کاپیتان معرف کند.

‏وارث ۷ طلایی

جورج بست اولین کسی بود که شماره ۷ منچستر معنا داد. دیگر پشت پیراهن هر کسی ‏عدد ۷ دیده نمی‌شد. جالب اینکه او تنها کسی بود که قبل از رونالدو توپ طلایی را برده ‏بود. بعد از بست نوبت رسید به نام های بزرگ دیگری نظیر: برایان رابسون، اریک کانتونا و ‏دیوید بکهام. وقتی فرگوسن بکهام را عملا از الترافورد اخراج کرد، شماره ۷ به کریستیانو ‏رونالدو، بازیکن نوجوان و تازه وارد تیمش داد. خیلی ها آن زمان فکر کردند فرگوسن با این ‏کار می‌خواهد بکهام را در الترافورد از یادها بیرون برد.‏

تکنیک

تکنیک را می‌توان با نگاه به بازی رونالدو تعریف کرد؛ نه فقط در حرکات پا به توپ و دریبل ‏زدن، بلکه در شوت های بیرون پا و نوک پا و دیگر تکنیک هایی که یک بازیکن کامل به آنها ‏نیاز دارد.‏ سبکی که کریس رونالدو بازی می‌کند؛ یا فرگوسن از او می‌خواهد، یک نوآوری در دنیای ‏مستطیل سبز به حساب می‌آید. او یک هافبک است ولی به واقع در تیم منچستر یونایتد ‏هیچ وظیفه یا پست خاصی برای او تعریف نشده. او به همان اندازه که وظیفه دارد گل ‏بزند، باید گل بسازد و همانقدر که باید دریبل کند، باید پاس بدهد.‏ حرکات او با توپ، پر است از ریزه کاری های زیبا و با ظرافت؛ پا عوض کردن های او خین ‏نفوذ از کناره ها، پاس های چیپ ناگهانی پشت سر مدافعان، پاسهای عمقی دقیق در ‏شرایط ی که با بدنش وانمود می‌کند که قصد فرستادن توپ به سمتی دیگر دارد و ‏بسیاری از حرکات دیگر که او را تبدیل به بازیکنی کرده که مهار او یعنی مهار یک تیم. ‏ میانگین مسافت در بازی هایی که رونالدو ۹۰ دقیقه در زمین است به ۱۱ کیلومتر ‏میرسد. البته در بسیاری از بازی ها حتی تا ۱۳ کیلومتر هم می‌دود.‏

اگر در بازی توپ به پایش بیفتد می‌شود حدس زد که تیمش یک شانس گلزنی بدست ‏خواهد آورد. اما نمی‌توان پیش بینی کرد که می‌خواهد خودش گل بزند یا اینکه قصد دارد ‏گل بسازد. اما در نهایت بهترین راه را انتخاب می‌کند.‏ شاید در رابطه با روبرتو کارلوس و شان رایت فیلیپس و دیگر بازیکنان پر سرعت، رونالدو ‏سرعت زیادی نداشته باشد؛ اما سرعت عمل او و قدرت تصمیم گیری اش در یک آن باعث ‏شده که او بهترین انتخاب ها را در آن لحظه داشته باشد.‏او از قدرت پا به توپ خوبی برخوبردار است.در کل او با زیکن حرفه‌ای ومحبوبی است.

موفقیت

به عقیدهٔ تمام کارشناسان، رونالدو اصلی ترن بخش قهرمانی منچستر یونایتد در لیگ ‏قهرمانان ۲۰۰۸ اروپا بود. او در این مسابقات ۸ گل به ثمر رسانده و با حرکات غیر قابل مهار ‏خودش بیشترین نقش را در پیروزی های تیمش داشته است. با اینکه در بازی فینال یک ‏گل به ثمر رساند اما با مهار کردن ضربهٔ پنالتی رونالدو توسط پیتر چک-دروازه بان تیم ‏چلسی- آن روز می‌توانست بدترین روز او باشد. تا اینکه جان تری-مدافع و کاپیتان تیم ‏چلسی- پنالتی آخر را گل نکرد و دنیا دوباره به روی کریس رونالدو خندید. و منچستر ‏یونایتد بعد از ۹ سال بار دیگر لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرد.‏ آمار گلزنی رونالدو در فصل ۲۰۰۸ - ۲۰۰۷ نه تنها برای یک هافبک تهاجمی بلکه برای یک ‏تمام کنندهٔ کلاسیک هم رویای بود. او با ۳۱ گل زده آقای گل آن فصل از لیگ برتر ‏انگلیس شد و کفش طلای اروپا را مقتدرانه به چنگ آورد؛ در حالیکه ۳۴ بازی بیشتر برای ‏منچستر به میدان نرفته بود و در نهایت با ۴۲ گل در ۴۹ بازی توپ طلای مجلهٔ فرانس ‏فوتبال را برد. تا پس از ۲-۳ فصل تلاش برای بردن یک عنوان معتبر فردی، به آرزویش ‏برسد.این ستارهٔ پرتغالی با ۴۴۶ امتیاز و با فاصلهٔ زیاد به نفر دوم که لیونر مسی از ‏بارسلونا-(با ۲۸۱ رای)بود، جایگاه اول را از آن خود کرد.‏ ‏ او سال گذشته(۲۰۰۷) نیز شانس زیادی برای بدست آوردن این عنوان داشت؛ اما کاکا ‏ستارهٔ برزیلی تیم باشگاهی میلان که با این تیم به قهرمانی اروپا رسیده بود،توپ ‏طلای سال ۲۰۰۷ اروپا را آن خود کرد.

.........................................................

انوشه انصاری
« نخستین بانوی جهانگرد فضایی
و نخستین سفیر فضایی»  

انوشه انصاری پس از دو دهه توام با موفقیت در زمینه کارآفرینی  دست به تاسیس شرکت Prodea System زد.

انوشه انصاری که اینک تیتر مهم ترین رسانه های جهان را به عنوان نخستین بانوی فضانورد که به طور خصوصی عازم فضا است به خود اختصاص داده، روز 27 شهریور (18 سپتامبر) برای اقامتی 10 روزه بر عرشه ایستگاه بین المللی فضایی خواهد ایستاد. او یکی از  مسافران کپسول سایوز  TMA-9 است که از  مرکز کیهان نوردی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب خواهد شد. همراهان او در این سفر ، مایکل لوپز آلگریا  فضا نورد ناسا (سازمان فضایی آمریکا) و میخاییل تورین ، کیهان نورد روسیه خواهند بود.

خانم انصاری چهارمین گردشگر فضایی خواهد بود که عازم فراسوی مدار زمین خواهد شد و همچنین لقب  نخستین فضانورد ایرانی را از آن خود خواهد کرد. او 6 ماه دوره آماده سازی خود برای این سفر را در مرکز آموزشهای کیهان نوردی گاگارین در شهر ستارگانStar City روسیه و همچنین مرکز فضایی جانسون در هیوستون واقع در ایالت  تگزاس آمریکا سپری کرده است.

انوشه انصاری که به نام یکی از طرفداران فعال فناوریهای تغییر دهنده جهان مشهور است ، از دوران کودکی رویای فضانوردی  را همواره در سر می پرورانده است.در سال 2004 خانواده انصاری تامین مالی جایزه 10 میلیون دلاری Ansari X-prize را بر عهده گرفتند.این جایزه  که به یک سازمان غیر دولتی تعلق می گرفت، به تشویق اختراع یک وسیله نقلیه فضایی جدید دست زد که بتواند از مدار زمین خارج شودو در مدت کمتر از دو هفته دوباره به  مدار خارج از کره زمین مسافرت نماید.

پیش از تاسیس این شرکت  خانم انصاری در سمت موسس، رییس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت فناوریهای تله کام Telecom Technologies, Inc. فعالیت میکرد. پس از ثبت  3 طرح کلیدی و کسب اعتبار  آن در آمریکا و همچنین ارتقا شرکت به موسسه ای با 250 کارمند و رشد مدام و ثابت 100% سالانه از زمان تاسیس، این موسسه با شرکت Sonus Networks Inc که یکی از ارایه دهندگان محصولات زیربنایی انتقال صوت بر مبنای پروتوکل اینترنتی بود، تلفیق شد.

انوشه انصاری نمونه زنده ای است از آن چه که به رویای امریکایی معروف شده است. او در حالی در دوره نوجوانی  به ایالات متحده مهاجرت کرد که نمی توانست به خوبی انگلیسی صحبت کند. انوشه خود را غرق در تحصیلاتش نمود و کارشناسی خود را در رشته الکترونیک و مهندسی کامپیوتر از دانشگاه جرج میسون و سپس کارشناسی ارشد خود را در مهندسی الکترونیک از دانشگاه جرج واشنگتن George Washington University دریافت نمود و در حال حاضر در حال اخذ کارشناسی ارشد در رشته نجوم از دانشگاه سوینبورن Swinburne است.

انوشه عضوی از Vision Circle وابسته به بنیاد X-prizeو همچنین هیات امناء این بنیاد است. او تا کنون افتخارات فراوانی را کسب نموده که از جمله آنها می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:

 جایزه ویژه بنیاد ملی زنان پیشگام در کار ، جایزه کارآفرینی دانشگاه جرج میسون ، جایزه دانش آموخته ممتاز و برگزیده دانشگاه جرج واشنگتن، جایزه سال ناحیه جنوبی کار آفرینی ارنست و یانگ.

این در حالی است که تحت رهبری وی شرکت فناوریهای تله کام  Telecom Technologies, Incدر رده 500 شرکت دارای سریعترین رشد در فهرست مجله Inc. magazine و در فهرست 500 شرکت فناوری دارای سریعترین رشد از سوی مجله Deloitte & Touche قرار گرفت.

افزون بر دست آوردهای کاری و تجاری ، انوشه فعالانه به دنبال راههایی برای فعال ساختن موسسات اجتماعی برای ایجاد تغییرات پیشرو در جهان است. او عضو هیات مدیره بنیاد Make-a-Wish شمال تگزاس و مرکز دفاع از کودکان کالین کانتی Collin County Children’s Advocacy Centerاست و همچنین همکاریهایی با چندین مرکز غیر انتفاعی دیگر ، از جمله  بنیاد آشوکا Ashoka برای حمایت از فعالیتهای کارآفرینان اجتماعی دارد.

........................................................

محمدحسین شهریار

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵-۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرة‌الشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومهٔ حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. از جملهٔ غزل‌های معروف او می‌توان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

مجموعهٔ تلویزیونی شهریار که به کارگردانی کمال تبریزی در سال ۱۳۸۴ ساخته شده و در آن جلوه‌هایی از زندگی این شاعر به تصویر کشیده شده‌است، در سال ۱۳۸۶ از طریق شبکهٔ دوم سیما به نمایش درآمد و از جانب مردم مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

زندگی‌نامه

شهریار به‌سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را در روستای مادری‌اش -قیش‌قورشاق- و روستای پدری‌اش -خشگناب- در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد در شرق استان آذربایجان شرقی سپری نمود. پدرش حاج میرآقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد.

حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکدهٔ ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.

در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که منظومهٔ حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ترجمه و منتشر شده‌است. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عمیدخالقی» ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود.

شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن -از جمله روح‌الله خمینی، سید علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی- سرود که این اشعار پس از مرگ وی انتشار یافتند. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرة‌الشعرای تبریز مدفون گشت.

عشق و شعر

وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمهٔ ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی جزء آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومهٔ حیدربابایه سلام که در سال ۱۳۳۳ سروده شده‌است، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

گفته می‌شود شهریار دانشجوی سال آخر رشتهٔ پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانوادهٔ دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دورهٔ ۷ سالهٔ رشتهٔ پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد. شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به‌صورت جدی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های بسیاری را می‌سراید. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری‌شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمدحسین در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار، شعری را در بستر می‌سراید. این شعر بعد‌ها با صدای غلامحسین بنان به‌صورت آواز درآمد.

.................................................................

عمر خیام

حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی) [۱] به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری[۲] هم نامیده شده‌است. او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شُعرای بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و دارای لقب حجةالحق بوده‌است،[۳] ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد [۴] رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است.[۵]

شماری از تذکره نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند.[۶][۳] [۷] هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌نماید. چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.

زندگی

عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و اختر شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.[نیازمند منبع]

در حدود ۴۴۹ تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضی‌القضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادله‌های درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله[۹]با نظام الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلال‌الدين ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان می‌رود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را به‌عهده گیرد. او هجده سال در آن‌جا مقیم می‌شود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می‌شود و در همین سال‌ها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می‌کند. تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال‌الدين ملکشاه شهره‌است، اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام به‌عنوان اختربین در دربار خدمت می‌کرد هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت.[۱۰] در همین سال‌ها(۴۵۶) مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس[۱۱] *را می‌نویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها را شرح می‌دهد. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد بعد از سال ۴۷۹ اصفهان را به قصد اقامت در مرو[۱۲] *که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً در آن‌جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالاً در همین سال‌ها نوشته شده‌است.[۱۳] غلامحسین مراقبی گفته‌است که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر بر نگزید.[۱۴]

مرگ خیام

مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره نویسان نیز وفات او را ۵۱۶ نوشته‌اند،اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده‌است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور،در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.[۱۶]

مهم‌ترین دست‌آوردها

ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس.

«در مورد جبر، کار خیام در ابداع نظریهٔ هندسی معادلات درجهٔ سوم موفق‏ترین کاری است که دانشمندی مسلمان انجام داده‌است.»[۱۳]

او نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد و یا این که اصلاً جوابی نداشته باشند.«آنچه که در هر حالت مفروض اتفاق می‌افتد بستگی به این دارد که مقاطع مخروطی‌ای که وی از آنها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یکدیگر را قطع نکنند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را قطع کنند.»[۵۲]

«نخستین کسی بود که گفت معادلهٔ درجهٔ سوم را نمی‌توان عموماً با تبدیل به معادله‌های درجهٔ دوم حل کرد، اما می‌توان با بکار بردن مقاطع مخروطی به حل آن دست یافت.»[۱۳]

«در نیمهٔ اول سدهٔ هیجدهم، ساکری اساس نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی‌الساقین که خیام فرض کرده بود قرار می‌دهد و کوشش می‌کند که فرضهای حاده و منفرجه‌بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.»[۵۳]

به خاطر موفقیت خیام در تعیین ضرایب بسط دو جمله‌ای (بینوم نیوتن)که البته تا سده قبل نامکشوف مانده بود و به احترام سبقت وی بر اسحاق نیوتن در این زمینه در بسیاری از کتب دانشگاهی و مرجع این دو جمله‌ای‌ها «دو جمله‌ای خیام-نیوتن» نامیده می‌شوند.

چهره جهانی خیام

در جهان خیام به عنوان یک شاعر، ریاضیدان و اخترشناس شناخته شده‌است. هرچند که اوج شناخت جهان از خیام را می‌توان پس از ترجمه شعرهای وی به وسیله فیتز جرالد دانست. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران شماری از شعرهای ترجمه‌شده به وسیله ادوارد فیتزجرالد را سروده خیام نمی‌دانند و این خود سبب تفاوت‌هایی در شناخت خیام در نگاه ایرانی‌ها و غربی‌ها شده‌است. تأثیرات خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین تا تی.اس الیوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران جهان تبدیل کرده‌است.

ولادیمیر پوتین،مارتین لوتر کینگ و آبراهام لینکن همیشه قبل از خواب رباعیات خیام می‌خواندند یا می‌خوانند.

.........................................................

مجموعه اهرام جیزه نام مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است. هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها بازمانده عجایب هفت‌گانه جهان محسوب می‌شود.[۲] قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر می‌رسد که نام های آنها عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. که خوفو بزرگترین شان و یکی از عجایب هفت گانه است.

مساحت جیزه در حدود ۸ کيلومتر است. سه هرم اصلی مجموعه عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. علاوه بر آن چندين هرم کوچکتر، مجسمه ابوالهول و کشتی بزرگ مصری متعلق به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح نیز در منطقه جیزه واقع شده ‌است.

ساخت

اين هرمها كه از حدود سال ۲۵۵۰ پيش از ميلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهاني ارتباط پيدا كرده اند و نمادهای حکمت ازلی، سرزمين مصر، پايداری ابدی و فنون جادوگری بودند. اهرام چيزه نقطه اوجي در تكامل شيوه معماري مقابر مصر در دوره پادشاهی کهن است كه با ساختن مصطبه ها ، مقابر اوليه مصريان که غالباً آجری يا سنگی بودند ، آغاز و با هرم پلکانی زوسر پيشرفت کرد.[۳]

از سال۲۳۰۰ تا۲۷۰۰ قبل از میلاد ،۸۰ هرم در مصر ساخته شد. اولین هرم بزرگ را دومین پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر بر پا کرد و این سنت تا سلسه هجدهم ادامه یافت. بعد از آن تا بیست و پنجمین فرعون دیگر هرمی ساخته نشد.[۴]

هرم خوفو در ۲۵۶۰ سال قبل از میلاد ساخته شده است . این هرم بلندترین بنای ساخته دست بشر از ۴۴۰۰ سال پیش تا سال ۱۸۸۹ بود , زمانیکه برج ایفل با ارتفاع ۳۰۰ متر ساخته شد. محدوده هرم خوفو باندازه ۶ قطعه زمین شهری عظیم می باشد . بیشتر سنگهای بکار رفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل می شوند. سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می بینیم مقبره فرعونی به نام خوفو بوده که درآن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده است . فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاﻗﺒﺄ برای ساختن بناهای خودشان می دزدیدند. این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم ۵ درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که ۱۳۸ متر است برسد . هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه , اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است . [۵]

دلایل ساخت

مصری ها زندگی کوتاه این جهان را فانی و مرگ را آغاز یک حیات نوین و جاویدان در دنیای دیگر می شناختند. به همین دلیل منازل خود را با مصالحی مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامی مانند سنگ می ساختند. بر اساس اعتقاد و تفکر آنان هر انسان علاوه بر جسم دارای یک روح بنام بع، ویک پیکر شبه گونه بنام کا است. «بع» پس از مرگ در زمین مانده و هر شب به جسد باز می گردد ولی «کا» می تواند مابین این دوجهان در حرکت باشد. به اعتقاد اینان، شرط جاودانه بودن زندگانی آن بوده که بع و کا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همین علت برای از بین نرفتن اجساد مردگان آنان را مومیایی کرده و کلیه اشیا و متعلقات آنان را در کنار شان قرار می دادند. هم چنین برای محافظت از جسد، مقابر را محکم و غیر قابل نفود می ساختند تا «کا» بتواند در آنجا سکونت کند و از بلاهای طبیعی و سرقت اموال در امان باشد.[۶]

.........................................................

برج ایفل

برج ایفل (به فرانسوی:‎Tour Eiffel ‏)‏ برجی فلزی در میدان شان دو مارس و در کنار رود سن واقع در شهر پاریس است.برج ایفل امروزه به عنوان نماد فرانسه شناخته می‌شود و یکی از شناخته شده‌ترین بناها در جهان است.

ساخت برج ایفل در سال‌ ۱۸۸۷ شروع و در ۳۱ مارس ‌۱۸۸۹ به اتمام رسید. در ابتدا برج ایفل برای نمایشگاه جهانی و به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد ولی پس از ساخت این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و ۳۰۰ نفر که در بین آنها می‌توان از امیل زولا ، موپسان، شارل گارنیه و هم چنین الکساندر دوما نویسنده شهیر فرانسوی نام برد، به ساخت آن شدیداً اعتراض نمودند.

نام برج ایفل از نام سازنده‌اش گوستاو ایفل گرفته شده است.

مقدمه

تا سال ۱۸۸۹ ستون یادبود واشنگتن به عنوان بلندترین سازه جهان شناخته می‌شد اما در این سال برج ایفل جاینشین آن شد. برج ایفل به مدت ۴۱ سال تا زمان بهره برداری از برج کرایسلر در نیویورک در سال ۱۹۳۰، به عنوان بلندترین برج جهان شناخته می‌شد.[۱] [۲] [۳] [۴] این برج هم اکنون بلندترین سازه موجود در شهر پاریس و چهارمین سازه بلند فرانسه است. در سال ۲۰۰۶ قریب ۶٬۷۱۹٬۲۰۰ نفر از این برج دیدن کردند. با توجه به اینکه از ابتدای ساخت این برج تاکنون بیش از ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر از این بنا دیدن کرده‌اند،[۵] این بنا به عنوان پربازدید کننده‌ترین بنا در جهان شناخته می‌شود.

بلندی برج ایفل بادر نظر گرفتن آنتن تلویزیونی ۲۴ متری بر فراز آن ۳۲۵ متر می‌باشد و وزن تقریبی آن ۷۲۰۰ تن است. ۱۶۶۵ پله تا بالاترین نقطه برج ادامه دارند که البته پله‌های طبقه دوم به بالاترین نقطه برج به روی بازدیدکنندگان بسته است. ساختار این سازه به شکلی است که باز و بدون طبقه‌های میانی (به جز دو سطح) می‌باشد. یک سمت آن رودخانه سن و سمت دیگر البته کمی دورتر بنای گنبددار و زرینی دیده می‌شود که عمارت اینولید نام دارد و مقبره ناپلئون آنجاست.

...........................................................

بيوگرافی دكتر حسين الهی قمشه ای

حسين محي الدين الهي قمشه اي در ديماه 1318 در تهران به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايي،‏ متوسطه و دانشگاهي را به ترتيب در دبستان دانش، دبيرستان مروي و دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران به پايان برد و نيز تحصيلات حوزوي و سنتي را نزد پدر،‏ استاد فقيد مهدي الهي قمشه اي و استادان ديگر دنبال كرد . سپس به كار تدريس در دانشگاه تهران و ساير مراكز آموزش عالي در داخل و بعدها خارج كشور پرداخت و در كنار آن به تاليف و ترجمه در زمينه عرفان و ادبيات و زيبايي شناسي مشغول شد . قريب يكسال نيز رياست كتابخانه ملي ايران را عهده دار بود .

از آثار قلمي او : گزيده فيه مافيه ( مقالات مولانا ) در معرفي جلال الدين بلخي و شرح مقالات او، گزيده منطق الطير در معرفي عطار و هفت شهر عشق او، شرح گلشن راز شيخ محمود شبستري، كتاب مقالات، ترجمه گزيده اي از سخنان شكسپير، بررسي آثار ترجمه شده اسلامي به زبان انگليسي، ترجمه كتاب پيامبر اثر خليل جبران، تصحيح ديوان حافظ، مجموعه اي از ترجمه ها، مقالات و مقدمه ها در پنج شماره كتاب كيميا، 365 روز با سعدي ( و ادامه اين مجموعه با ساير ادبا، عرفا و فلاسفه ) ،‌ رباعيات حكيم عمر خيام ( ويرايش و پيشگفتار ) ، گزيده شاهنامه ( سالنامه فردوسي ) و ترجمه دعاي كميل را مي توان  نام برد.

مجموعه اي از سخنرانيهاي ايشان كه به زبان فارسي و انگليسي در سازمانها و دانشگاههاي داخل و خارج كشور ايراد شده نيز به صورت نوارهاي صوتي و تصويري در زمينه هاي عرفان، ادبيات و هنر به علاقمندان عرضه شده است و تعدادي از اين سخنرانيها از شبكه 4 سيما و شبكه جام جم پخش مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 8:2 PM  توسط سامان  | 

هفت گناه کبیره (پائولو کوئلیو)

 گناهان کبیره در واقع هفت تا نبودند، هشت تا بودند. گناهان کبیره را در آغاز مسیحیت، راهبی یونانی به نام اواگریو دُ پونتو  تدوین کرد تا تمایلات منفی اصلی انسان را تعریف کند (عجیب است که در فهرست اواگریو، شدیدترین گناه، شکم‌پرستی است...). ارتکاب هرکدام از این گناهان، می‌توانست کار ما را به دوزخ بکشاند. در قرن شانزدهم، پاپ گرگوری اولین تغییرات را در این فهرست ایجاد کرد؛ «حسد» را به فهرست اضافه کرد، اما «غرور» و «بطالت» را با هم ادغام کرد. در قرن هفدهم، این فهرست را دوباره نوشتند و در فهرست جدید، «اندوه» دیگر گناه محسوب نمی‌شد و جایش را به «تنبلی» داد. فهرست امروزی را مبنای هفت بخش آینده قرار می‌دهیم. بنا به تعاریف مختلف، درباره‌ی هرکدام از این گناهان می‌نویسم.

۱)غرور
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث. غرور از واژه‌ی لاتین Superbia به معنای تکبر،‌ خودبینی، نخوت، گستاخی می‌آید.
تعریف کلیسای کاتولیک: احترام به نفسی که از حد خارج شود و بالاتر از عشق به خدا قرار گیرد. بر خلاف فرمان نخست از ده فرمان است (به جز من خدایی نخواهی داشت)،‌ و همین احساس بود که سبب طغیان ملایک و سقوط لوسیفر (ابلیس) شد.
در حکایات ذن: استاد اعظم توفوکو متوجه شد که صومعه شلوغ است. نوآموزها این طرف و آن طرف می‌دویدند و کارمندها در صف ایستاده بودند تا از کسی استقبال کنند.
پرسید: «چه خبر است؟»
سربازی نزد استاد آمد و برگه‌ای به او داد که رویش نوشته بود: «کیتاگاکی، حاکم کیوتو وارد شده‌اند و مایل به ملاقات شما هستند.»
استاد گفت: «با این آدم حرفی ندارم.»
چند دقیقه بعد، حاکم آمد، عذرخواهی کرد، نوشته‌ی روی برگه را خط زد و دوباره آن را به استاد داد.
این بار رویش نوشته بود: «کیتاگاکی تقاضای ملاقات دارد.»
استاد ذن صومعه‌ی توفوکو گفت: «خوش آمده‌اند.»
بر ناو هواپیمابر: «مأموریت به انجام رسید». این شعاری بود که روز یکم ماه مه سال 2003 بر هواپیمای لینکلن نقش شده بود، همان موقع که رئیس‌جمهور بوش اعلام کرد که جنگ و عملیات نظامی در عراق به پایان رسیده است. آن روز، تعداد تلفات سربازان امریکایی 217 نفر بود. امروز که این متن را می‌نویسم، تعداد این سربازها از 2700 نفر بیشتر است.
از نظر ادین شتاین‌سالتز: «وقتی کسی سعی کند بفهمد شما چه کسی هستید و از امور ثانوی برای مقایسه استفاده کند، به پوسته‌هایی خالی دست پیدا می‌کند که برای معنا داشتن، وابسته به هم هستند. درست نیست که خودتان را دوست فلانی، پسرِ بهمانی، مدیر فلان جا،‌ یا شاغل به این یا آن کار تعریف کنید.
زیرا با این روش، فقط جنبه‌هایی از خودمان را کشف می‌کنیم. جنبه‌هایی که معمولاً تیره و تار و ناقص هستند، جنبه‌هایی از کسی که سعی دارد به هزینه‌ی دیگران، خودش را نشان بدهد.
تنها رابطه‌ی ممکن، رابطه‌ی ما با خداست؛ از آن به بعد، همه‌چیز معنا پیدا می‌کند و چشم‌های ما به روی معنایی بزرگتر باز می‌شود.»
از نظر اوگوستین قدیس: غرور عظمت نیست،‌ بادسری است. آنچه باد می‌کند بزرگ به نظر می‌رسد، اما در واقع بیمار است.
پندی از دائو دِ جینگ: بهتر است جام را لبریز نکنیم تا مجبور نشویم وزن سنگین آن را حمل کنیم.
اگر کاردی را بیش از حد تیز کنیم،‌ تیغ آن زود کند می‌شود.
اگر خانه پر از زر و یشم باشد، صاحبانشان نمی‌توانند آن‌ها را امن نگه دارند.
وقتی ثروت و افتخار به تکبر بینجامد، بی‌تردید شر به دنبال خواهد داشت.
وقتی کاری را انجام می‌دهیم و ناممان کم‌کم پرآوازه می‌شود، حکمت حکم می‌کند که به محض انجام آن وظیفه، به درون گمنامی واپس بنشینیم.

۲)آز

تعریف در فرهنگ لغت: از واژه‌ی لاتین Avaritia، نام مؤنث: شیفتگی زیاد نسبت به پول، خساست،‌ لئامت، بدجنسی
تعریف کلیسای کاتولیک: بر خلاف فرمان نهم و دهم از ده فرمان است (به زن همسایه‌ات طمع نکن. به خانه‌ی همسایه‌ات طمع نکن.) میل و تمنای بیش از حد نسبت به لذات یا مال دنیا.
از نگاه سنکای فیلسوف : فقیر همیشه چیزی می‌خواهد، ثروتمند زیاد می‌خواهد، حریص و آزمند همه‌چیز را می‌خواهد.
حکایتی از کشیشان صحرا: نوآموزی به رئیس دیر گفت: «مرد مقدس. قلم سرشار از عشق به جهان است و روحم از وسوسه‌های شیطان در امان است. گام بعدی‌ام چیست؟»
رئیس دیر از شاگردش خواست همراه او به ملاقات بیمار محتضری برود که نیازمند تدهین بود. کشیش بعد از تسلی دادن خانواده‌ی بیمار، دید که در گوشه‌ی خانه صندوقی هست.
پرسید: «داخل آن صندوق چیست؟»
برادرزاده‌ی بیمار گفت:«لباس‌هایی که عمویم هرگز نپوشید. همه‌چیز می‌خرید، همیشه فکر می‌کرد که موقعیت مناسب برای پوشیدن این لباس‌ها پیش می‌آید، اما همه‌شان داخل این صندوق پوسید.»
وقتی می‌رفتند، کشیش به شاگردش گفت: «آن صندوق را از یاد نبر. اگر در قلبت گنجینه‌های معنوی داری، همین الان از آن‌ها استفاده کن، وگرنه می‌پوسند.»

متنی درباره‌ی بحران اقتصادی کشورهای شرق آسیا در سال 1997: دلالان سهام می‌خریدند و می‌فروختند و مطمئن بودند که دنیا عوض نمی‌شود، چرا که فقط باید مدام بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کردند و رشد ثروتشان را تماشا می‌کردند. به آسیبی که به وجه رایج مالزی وارد می‌کردند، اهمیت نمی‌دادند. ناگهان 500 میلیارد دلار از چرخه‌ی اقتصادی ناپدید شد. زمانی که باید توضیحی به تمام کسانی می‌دادند که با آن همه بدبختی این همه سال پول جمع کرده بودند و سرمایه‌شان ناگهان به باد رفت، گفتند:«تقصیر بازار است.» اما در واقع، خودشان بازار بودند.

مرگ و آز: مرگ و آز مردانی را تماشا می‌کردند که با هیجان کار می‌کردند تا در رودخانه الماس پیدا کنند. مرگ گفت: «من آمدم اینجا تا چند تا روح با خودم ببرم. یک سوم این افراد را به من بده تا بروم پی کارم.»
آز گفت: «این‌ها مال منند، برده‌ی منند. هیچ چیز به تو نمی‌دهم.»
مرگ عصای سحرآمیزش را به آب زد و آب مسموم شد. مردها یکی یکی شروع کردند به مردن.
آز با عصبانیت داد زد: «چرا برده‌های مرا دزدیدی؟»
مرگ گفت: «برای اینکه هیچ کدامشان را به من ندادی.»

یک سخنرانی: یهودی‌ها به خاطر ناتوانی‌شان در تولید، انگلند و هدفشان به برده‌ کشیدن دیگران است. از حرص و آز طبقه‌ی متوسط سوء استفاده می‌کنند. (آدولف هیتلر، در زمینه‌سازی هولوکاست که منجر به مرگ شش میلیون یهودی شد).
خاخام موشه بن میمون، قرن‌ها پیش گفت: پروردگار پیک‌های خود را برای انسان فرستاد که «امراض» نام داشتند. مشیت ازلی، مرا مسئول سلامت آن‌ها کرد. باشد که عشق به آنچه می‌کنم همیشه راهنمای من باشد. مباد که حرص و آز یا تشنه‌ی قدرت شدن، یا میل به اشتهار مرا کور کند و از یادم ببرد که هدف انسان بخشیدن بهترین بخش وجودش به دیگران است.

پندی از دائو د جینگ: پنج رنگ اصلی چشم‌ انسان را کور می‌کند. پنج نوای اصلی گوش‌ها را کر می‌کند. پنج طعم اصلی به کام آسیب می‌رساند. رقابت تمایلات وحشیانه و خشمگین را در قلب بیدار می‌کند.
اموالی که سخت به دست می‌آید، به خاطر موانع خطرناک، آسیب می‌زند. به همین دلیل (...) انسان فرزانه امور سطحی را پس می‌زند و ترجیح می‌دهد به اعماق شیرجه بزند.

 ۳)شهوت

تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، مشتق از واژه‌ی لاتین Luxuria به معنای هرزگی، هوسرانی، شهوترانی. به معنای فراوانی در گیاهان، و آبدار بودن میوه‌ها نیز هست.

تعریف کلیسای کاتولیک: تمنای مفرط نسبت به لذات جنسی. این تمنا و رفتار متعاقب آن هنگامی مفرط محسوب می‌شود که در خدمت اهداف الهی نباشد؛ یعنی تقویت عشق متقابل میان زن و شوهر، و آوردن فرزند. بر خلاف فرمان ششم از ده فرمان است (گناه بی‌عفتی را مرتکب نخواهی شد.)

از نظر هنری کیسینجر: هیچ چیز شهوت‌آورتر از قدرت نیست.

در داستانی بودایی: چو و وو بعد از یک هفته مراقبه در صومعه، به خانه برگشتند. درباره‌ی وسوسه‌هایی حرف می‌زدند که سر راه انسان ظاهر می‌شود.
به ساحل رودخانه‌ای رسیدند. زن زیبایی منتظر بود تا از رودخانه بگذرد. چو زن را بر دوش گرفت و به طرف دیگر رود رساند و به سفر با دوستش ادامه داد.
بالاخره وو گفت: «این همه از وسوسه حرف زدیم و بعد تو آن زن را به دوشت گرفتی. ممکن بود گناه را به روحت راه بدهی.»
چو جواب داد: «ووی عزیزم، من رفتاری طبیعی کردم. آن زن را از رودخانه گذراندم و آن طرف رودخانه گذاشتمش زمین. اما تو انگار هنوز داری او را حمل می‌کنی. احتمال گناه تو بیشتر است.»

از دفتر خاطرات یک زن بدکاره: برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، 350 فرانک سوییس می‌گیرم. در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت درباره‌ی مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را، کل این مدت می‌شود یازده دقیقه رابطه‌ی جنسی.
یازده دقیقه. دنیا دور چیزی می‌گردد که فقط یازده دقیقه طول می‌کشد. به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز 24 ساعته (با این فرض که همه‌ی زن و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج می‌کنند،‌ خانواده تشکیل می‌دهند، گریه‌ی بچه‌ها را تحمل می‌کنند، مدام توضیح می‌دهند که چرا دیر آمده‌اند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه می‌کنند با این آرزو که با آن‌ها چرخی دور دریاچه‌ی ژنو بزنند، برای خودشان لباس‌های گران می‌خرند و برای زن‌هایشان لباس‌های گران‌تر، به فاحشه‌ها پول می‌دهند تا جبران کمبودشان را در زندگی زناشویی‌شان بکنند و نمی‌دانند این کمبود چیست. همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازم‌آرایش، رژیم‌های غذایی، باشگاه‌های ورزشی، پورنوگرافی، قدرت را می‌گرداند. و وقتی مردها دور هم جمع می‌شوند، ‌برخلاف تصور زن‌ها، اصلاً راجع به زن‌ها حرف نمی‌زنند. از کار و پول و ورزش حرف می‌زنند. یک جای کار تمدن ما ایراد اساسی دارد.

شهوت و اعداد (در سال 2002): ویلیام لیون، از ائتلاف آزادی بیان، تخمین می‌زند که فقط سود بخش پورنوگرافی اینترنت، بین 10 تا 12 میلیارد دلار در سال است که خیلی بالاتر از سود شرکت میکروسافت است. در سال 1999، اتحادیه‌ی فروشندگان محصولات ویدئویی و نرم‌افزاری به این نتیجه رسید که فروش یا اجاره‌ی فیلم‌های پورنوگرافی، حدود 1/4 میلیارد دلار بوده، که از درامد اغلب فیلم‌های بسیار پرخرج هالیوود بیشتر است. (منبع: پرونده‌های تجزیه‌ و تحلیلی کاسلون).
دائو دِ جینگ می‌گوید: روح حساس و جسم حیوانی را یکجا نگه دارید تا از هم جدا نشوند.
نیروی حیاتی را مهار کنید تا بار دیگر به نوزادی مبدل شوید.
اگر تخیلات اسرارآمیز را از خیال خود برانید، آنگاه بی‌آشوب می‌شوید.
خود را پاک کنید و برای رازها به دنبال پاسخ‌های روشنفکرانه نباشید.
وقتی حس تشخیص به چهار گوشه‌ی ذهن نفوذ کند، نخواهید شناخت آنچه را زندگی می‌بخشد و زندگی را حفظ می‌کند.
آنچه زندگی می‌بخشد، مدعی مایملکی نیست. سود می‌رساند،‌ اما در تمنای سپاس نیست. فرمان می‌دهد،‌ اما در جستجوی اقتدار نیست. این همان است که به آن می‌گویند‌ «کیفیت اسرارآمیز.»

۴)خشم

تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، از واژه‌ی لاتین Ira به معنای غیظ، خشم، غضب، خروش، میل به انتقام.

تعریف کلیسای کاتولیک: خشم فقط بر دیگران وارد نمی‌شود، بلکه اگر کسی بگذارد نفرت در قلبش بذر بپاشد، خشم می‌تواند نصیب خودش شود. در این صورت اغلب کار فرد به خودکشی می‌رسد. باید بپذیریم که مجازات و اجرای آن با خداست.

در کتاب حکمت پیشینیان: دو مرد خردمند که در معبدی در صحرای بزرگ افریقا زندگی می‌کردند، روزی با هم گپ می‌زدند. یکی‌شان گفت: «بیا با هم دعوا کنیم تا از بقیه‌ی آدم‌ها دور نیفتیم، ‌وگرنه امیالی را که انسان را شکنجه می‌دهد، درست درک نمی‌کنیم.»
«نمی‌دانم چطور باید دعوا کرد.»
«خوب، این کار را می‌کنیم. من این آجر را اینجا این وسط می‌گذارم و تو می‌گویی: مال من است. من جواب می‌دهم: نه، مال خودم است. بعد شروع می‌کنیم به بحث و بالاخره دست به یقه می‌‌شویم.»
همین کار را کردند. یکی گفت آجر مال من است، دیگری قبول نکرد. بالاخره دومی گفت: «وقتمان را سر این کار تلف نکنیم. آجر مال خودت. فکر دعوا فکر خوبی نبود. وقتی آدم بداند که روحش فناناپذیر است،‌ نمی‌شود سر اشیا دعوا کرد.»

در یک مطالعه‌ی آزمایشگاهی: یانیس ویلیامز به مدت شش سال، 13000 زن و مرد بین 45 تا 64 سال را زیر نظر قرار داد و رفتارشان را مطالعه کرد،‌ و کشف کرد که افرادی که به‌شدت و به کرات عصبانی می‌شوند، سه برابر بیشتر از کسانی دچار حمله‌ی قلبی می‌شوند که با آرامش بیشتر با مشکلات روبه‌رو می‌شوند. (ویلیامز، 2000).
این اتفاق به این علت می‌افتد که در هر حمله‌ی خشم، بدن انسان حجم زیادی هورمون آدرنالین به داخل خون می‌ریزد. غلظت بالای آدرنالین منجر به افزایش ضربان قلب و همزمان، انقباض رگ‌های خونی و افزایش فشار خون می‌شود. تکرار این حملات می‌تواند به بروز دو مشکل منجر شود که معمولاً مسبب حمله‌ی قلبی است: نوسان تپش قلب و آماس ناگهانی ذخیره‌های چربی داخل رگ‌ها (منبع: بالون،‌ خشم و نفرت، احساسات منفی).

در موسیقی پاپ برزیلی: مادام که توانی در قلبم هست،‌ چیز دیگری نمی‌خواهم جز انتقام! انتقام! انتقام! به سوی قدیسان فریاد برمی‌آورم: باید بغلتید همچون سنگ‌هایی که بر جاده می‌غلتند، بی‌آنکه هرگز مکانی برای آرمیدن داشته باشید. (لوپیسینو رُدریگز)

از زبان ویلیام بلیک: از دست دوستم عصبانی بودم، به او گفتم و خشمم رفت. از دست دشمنم عصبانی بودم، به او نگفتم و خشمم بیشتر شد.

درباره‌ی نفرت از خارجی‌ها (بیگانه‌ترسی ): «مسلمان‌ها در تمام کشورهای غربی نفوذ کرده‌اند. بعضی‌هایشان حتا می‌توانند دوستانه حرف بزنند، اما مترصد فرصتی برای کشتن ما هستند. می‌گویند دلیل حوادث یازده سپتامبر 2001، برخورد تمدن‌ها بوده است. این دروغ است: برخورد به معنای آن است که دو تمدن متمایز وجود دارد. اما فقط یک تمدن وجود دارد: تمدن ما.» (بیانیه‌ای از سوی رهبران حزب مردم دانمارک (DPP) که بذر نفرت و فاشیسم جدید را پاشیدند و اروپا و سراسر جهان بدون آنکه قدمی جدی بردارند، به تماشای رشد و نمو آن نشسته‌اند.)

پندی از دائو دِ جینگ: تمام جنگ‌افزارها، ابزارهای شر هستند و مطلقاً به کار شاه خردمند نمی‌آیند. او فقط هنگامی از این جنگ‌افزارها استفاده می‌کند که ضرورت ایجاب کند. او آرامش و آسودگی را ارج می‌نهد؛ پیروزی با زور جنگ‌افزارها را نمی‌خواهد.
لازم دانستن جنگ‌افزارها، علامت آن است که انسان از کشتن انسان‌های دیگر لذت می‌برد، و آنکه از کشتن لذت می‌برد، سزاوار حکومت بر یک امپراتوری نیست.
وقتی می‌خواهیم کسی را ضعیف کنیم، نخست باید به او قدرت بدهیم. اگر بخواهیم شکستش بدهیم،‌ نخست باید بلندش کنیم. اگر بخواهیم محرومش کنیم،‌ نخست باید هدایایی به او بدهیم. این را بصیرت محیلانه می‌نامند.
این‌گونه است که فروتن و ضعیف، بر قلدر و نیرومند غلبه می‌کند.

 ۵)شکم‌پرستی

تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، از واژه‌ی لاتین gula. پرخوری و پرنوشی بیش از حد، ولع، حرص.

تعریف کلیسای کاتولیک: میل مفرط به لذات وابسته به خوراک یا آشامیدنی‌ها. انسان باید از غذاهایی که برای سلامت مضر است،‌ اکراه داشته باشد. انسان نباید بیش از همراهانش به غذا توجه و میل نشان دهد. مستی سبب زوال شعور می‌شود و گناهی کبیره است.

از نظر پیتر دِ وریس : شکم‌پرستی بیماری است؛ به معنای آن است که چیزی از درون ما را می‌بلعد.

در کتاب حکمت پیشینیان : رئیس صومعه‌ی اسکتا با راهبی می‌رفتند که آن‌ها را به غذا دعوت کردند. صاحبخانه که از حضور کشیش‌ها خرسند بود، دستور داد بهترین غذاها را بیاورند.
اما راهب روزه‌دار بود. وقتی غذا آمد، نخودی برداشت و آرام جوید. دیگر چیزی نخورد.
موقع رفتن، رئیس صومعه به او گفت: «برادر، وقتی به ملاقات کسی می‌روی، تقدست را به توهین و ریاکاری مبدل نکن. بار بعد که روزه‌دار بودی، دعوت کسی را به غذا قبول نکن.»

دستور طبخ جگر غاز با قارچ خوراکی: جگر غاز را کاملاً تمیز کنید. جگر و قارچ‌ها را به قطعات بسیار کوچک ریز کنید. کف ظرف کیک‌پزی را با نوارهای بسیار نازک گوشت بپوشانید. به گوشت فلفل و نمک بزنید و روی آن را با قطعات قارچ بپوشانید. به همین ترتیب،‌ یکی درمیان قطعات جگر و قارچ را یکی در میان روی هم قرار دهید. روی ظرف را با خمیر نان بپوشانید و ظرف را به مدت 50 تا 60 دقیقه در فر بگذارید. بعد وزنه‌ی سنگینی روی خوراک بگذارید تا غذا را فشرده کند.

گرسنگی در جهان: تعداد گرسنگان کشورهای در حال توسعه، در سال 2030، از 777 میلیون نفر کنونی، احتمالاً به 440 میلیون نفر کاهش می‌یابد. این به معنای آن است که هدفی که سازمان غذای جهانی در سال 1996 گذاشت، تحقق نخواهد یافت (در سال 1996 مقرر شد که تا سال 2030، جمعیت گرسنگان جهان در سال‌های 1990 تا 1992 که 815 میلیون نفر بود، نصف شود). از دغدغه‌های بزرگ، منطقه‌ی زیر صحرای افریقاست، چراکه به نظر می‌رسد جمعیت دچار سوءتغذیه‌ی مزمن، در سال 2030 از 194 میلیون نفر کنونی فقط به 183میلیون نفر برسد (منبع: گزارش سازمان غذا و کشاورزی ــ نشریه‌ی کشاورزی جهانی: «به‌سوی 2015/2030)

حکایت صوفیان: نانوایی می‌خواست اویس را ببیند. اویس در لباس مبدل یک گدا نزد نانوا رفت. شروع کرد به خوردن یک نان؛ نانوا او را کتک زد و به خیابان انداخت.
یکی از شاگردان اویس از راه رسید و داد زد: «دیوانه، این فردی که بیرون کردی، همان استادی است که می‌خواستی ببینی!»
نانوا شرمنده شد و پرسید برای طلب بخشش چه باید بکند. اویس از او خواست خودش و شاگردانش را به صرف غذا دعوت کند.
نانوا آن‌ها را به خانه برد و به غذایی عالی مهمان کرد.
اویس در وسط ناهار به شاگردانش گفت: «انسان خوب را این‌گونه از انسان بد تشخیص می‌دهیم. این مرد می‌تواند ثروتی را خرج ناهار من کند، چرا که من مشهورم، اما نمی‌تواند تکه نانی را صرف سیر کردن شکم فقیری کند.»

پندی از دائو دِ جینگ: سی پره به هم متصل می‌شوند و چرخی را می‌سازند. اما فضای خالی درون چرخ است که امکان اتصال آن را به ارابه می‌دهد. جامی از سفال بسازید. اگر فضای خالی داخل سفال نباشد، جام به کاری نمی‌آید. اتاق بدون فضای خالی در و پنجره قابل استفاده نیست.
می‌توان شی‌ای ساخت، اما فضای خالی درون شیء است که آن را مفید می‌کند.

۶)حسد

تعریف در فرهنگ لغت: از واژه‌ی لاتین invidia. آمیزه‌ی درد و خشم؛ احساس عدم رضایت از خوشبختی و موفقیت فرد دیگر؛ میل به داشتن آنچه دیگران دارند.

تعریف کلیسای کاتولیک: بر خلاف فرمان دهم است (تو چشم به خانه‌ی همسایه‌ات نمی‌دوزی). نخستین بار در سفر آفرینش کتاب مقدس، ‌در داستان قابیل و برادرش هابیل ظاهر می‌شود.

حکایت کلیمی: شاگردی از استادانش درباره‌ی این بخش از کتاب مقدس می‌پرسد: «خداوند از هابیل و قربانی‌اش خشنود بود،‌ اما از قابیل و قربانی‌اش خشنود نبود. قابیل بسیار خشمگین شد و چهره‌ فروانداخت. پس خداوند به او گفت: چرا خشمگینی و چرا چهره فرو انداختی؟»
استادان جواب دادند:
«خدا باید از قابیل می‌پرسید: چرا خشمگینی؟ آیا به خاطر آن است که قربانی تو را نپذیرفتم،‌ یا برای آنکه قربانی برادرت را پذیرفتم؟»

از نظر زوئنیر ونتورا ی خبرنگار: افعال وابسته به «حسد»، «تحلیل و فساد» و «ویرانی» است. اما باید حسد را واکنشی انسانی نیز دانست. تمامی نظریات درباره‌ی حسد، می‌گویند بهترین شیوه برای مبارزه با آن،‌ این است که فرض کنیم همه‌‌ی انسان‌ها به درجات مختلف حسد را احساس می‌کنند.

از نظر جُوانی پاپینی  نویسنده: بهترین انتقام از آن‌هایی که می‌خواهند من به پستی کشیده شوم، این است که تلاش کنم به قله‌ی بلندتری پرواز کنم. شاید بدون انگیزه‌ی کسی که می‌خواهد روی زمین بمانم، انگیزه‌ی زیادی برای بالا رفتن نداشته باشم. فرد واقعاً خردمند از این هم پیش‌تر می‌رود: از بدنامی خودش برای ویرایش بهتر تصویرش و حذف کردن سایه‌هایی که نور بر صورتش ایجاد کرده استفاده می‌کند. بدین ترتیب، فرد حسود بی آنکه بخواهد، همکار تکامل او می‌شود.

حسد و اخلاق: از محقق و دانشمندی به نام دکتر ویلیام شلتون، حسد واکنشی است که در میان بازندگانی برانگیخته می‌شود که سعی می‌کنند با پنهان شدن در پس مبارزه‌ای برای احیای «ارزش‌های اخلاقی»، «افکار شریف»، و «عدالت اجتماعی» از واقعیت فرار کنند. وضع وقتی خطرناک می‌شود که نظام آموزشی سعی می‌کند دانش‌آموزان و دانشجویان را شرطی کند تا از تمام کسانی که موفقند، متنفر باشند و هر موفقیتی را به فساد و انحطاط اخلاقی نسبت بدهند. از آنجا که تلاش برای رسیدن به موفقیت در ذات بشر است، دانش‌آموزان در اثر این شرطی شدن، گرفتار فرایندی منحط می‌شوند تا از آنچه آن‌ها را خوشحال می‌کند، متنفر شوند و این بحران‌های اضطرابی را افزایش می‌دهد و توانایی نوآوری را کم می‌کند.

شیطان و شیاطین: شیاطین به شکایت نزد شهریار تاریکی رفتند. دو سال بود که سعی داشتند راهبی را که در صحرا زندگی می‌کرد، وسوسه کنند.
«بهش پول و زن و هرچه در چنته داشتیم پیشنهاد کردیم، اما اثر نداشت.»
شیطان جواب داد: «کارتان را خوب بلد نیستید. بیایید یادتان بدهم در این جور مواقع چکار کنید.»
بعد دسته‌جمعی به غار راهب رفتند و شیطان در گوش راهب زمزمه کرد:
«دوستت ماکاریوس همین الان اسقف اسکندریه شد.»
راهب همان موقع شروع کرد به ناسزا گفتن به آسمان و زمین.

پندی از دائو د جینگ: خردمندان بزرگ اعصار کهن اسرارآمیزتر، فوق طبیعی‌تر، نافذتر و عمیق‌تر از آن بودند که آدمیان درکشان کنند.
همچون انسانی که از رود طغیان‌کرده به خاطر آب شدن برف زمستانی می‌گذرد، ‌هشیار بودند. همچون چوب تراش‌نخورده به دست انسان، فارغ از تظاهر بودند.
چه کسی می‌تواند از راه متانت و فروتنی، آنچه را ناب نیست، به تدریج کامل کند؟ چه کسی می‌تواند آرام شود و آرام بماند؟ آن کس که راه کمال را طی می‌کند، نمی‌خواهد سرشار از چیزی باشد.

۷)تنبلی
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، از واژه‌ی لاتین Prigritia. کراهت از کار، کاهلی، تن‌آسایی.
تعریف کلیسای کاتولیک: تمامی موجودات زنده‌ای که می‌جنبند، باید نان روزانه‌شان را با عرق جبین به دست آورند و همواره به فکر نتایج سهل و فوری نباشند. تنبلی یعنی فقدان تلاش جسمی یا معنوی، که روح را به انحطاط می‌کشد و منجر به اندوه و افسردگی می‌شود.
از حکایات: خوان همین که مرد، دید در جای زیبایی است، مرفه و سرشار از لذاتی که همیشه آرزو داشت. مرد سفیدپوشی نزدیک شد و گفت: «هرچه می‌خواهی برایت فراهم است، غذا، لذت، تفریح...»
خوان با خوشحالی هرکاری دلش می‌خواست کرد. بعد از سال‌ها تفریح، مرد سفیدپوش را پیدا کرد و گفت: «هرکاری دلم می‌خواست کردم. حالا کاری به من بدهید تا احساس مفید بودن کنم.»
مرد سفیدپوش گفت: «متأسفم، اما کار تنها چیزی است که نمی‌توانم به تو بدهم. اینجا کاری نیست.»
«یعنی می‌گویید تا ابد باید حوصله‌ام سر برود؟ ترجیح می‌‌دهم مرا ببرید به جهنم.»
مرد سفیدپوش در گوشش زمزمه کرد: «پس فکر می‌کنی الان کجایی؟»
از نظر وینی آلبرت: جامعه چگونه دوام بیاورد اگر فقط به فکر غذای یخزده، عکس فوری، پوره‌ی سیب‌زمینی حاضرآماده، تندخوانی و ماشین حساب است؟
جامعه‌شناسی تنبلی: کسی که بیش از حد کار می‌کند و هم کسی که حاضر نیست کار کند، رفتار مشابهی دارند، می‌‌خواهند از مشکلات ذاتی انسان‌ها فرار کنند، نمی‌خواهند درباره‌ی حقیقت و مسئولیت‌های زندگی طبیعی فکر کنند.
از نظر آیین بودا: بنا به سنت، تنبلی از اصلی‌ترین موانع بیداری روح است. به شکل تجلی می‌یابد: تنبلی در رفاه، که بهث می‌شود همواره یک جا بمانیم. تنبلی دل، وقتی احساس یأس و بی‌انگیزگی می‌کنیم. و تنبلی تلخی، وقتی هیچ چیز برایمان مهم نیست و دیگر بخشی از این دنیا نیستیم.
پندی از دائو د جینگ: سالک خودش را با راه تطبیق می‌دهد. انسان درستکار با تقوا سازش می‌کند. آن که چیزی از دست می‌دهد، با فقدان سازش می‌کند. راه با شادی می‌پذیرد کسی را که با راه سازش می‌کند. تقوا انسان درستکار را می‌پذیرد. آن که تسلیم فقدان شود، فقدان او را جذب خویش می‌کند.
پس، در پایان سال 2007: اغلب از خود می‌پرسیم: شوق و الهام از کجا می‌آید؟ شور زندگی کجاست؟ این همه تلاش به زحمتش می‌ارزد؟ تمام سال سعی کردم مرزهایم را پشت سر بگذارم، روزی خانواده‌ام را تأمین کردم، رفتار خوی داشتم، اما باز هم به جایی که می‌خواستم نرسیدم.
رزم‌آور نور می‌داند که بیداری فرایندی طولانی است و باید مراقبه را با کار متعادل کرد برای رسیدن به مقصد. آنچه او را متحول می‌کند، تأمل بر آنچه به دست نیاورده نیست: این پرسش بذر انفعال و بی‌کنشی را در خود دارد. بله، شاید همه کار را درست انجام داده باشیم و نتیجه ملموس نباشد، اما مطمئنم که نتایجی در کار است. به یقین در مسیر مشخص خواهد شد، به این شرط که الان تسلیم نشویم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 6:55 PM  توسط سامان  | 

خنده برای همه

انواع بله گفتن عروس خانم ها

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

 

عروس لوس: بع..........له!

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)

 

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس

 

عروس خجالتی: اوهوم

 

عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

 

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

 

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ...

 

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم

 

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست می خوای بخواه نمی خوای هم به درک....

نحوه دوشیدن شیر ۲ گاو شما از دیدگاهای مختلف…

سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می‌دارید. دیگری را به همسایه خود می‌دهید.

کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را می‌گیرد تا شما و همسایه‌تان را در شیرش شریک کند.

فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می‌دهید. دولت آن را به شما می‌فروشد.

کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آنها را می‌دوشید. شیرها را بر زمین می‌ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.

نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می‌کند و هر دو گاو را می‌گیرد.

آنارشیسم: دو گاو دارید. گاوها شما را می‌کشند و همدیگر را می‌دوشند.

سادیسم: دوگاو دارید. به هر دوی آنها تیراندازی می‌کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می‌اندازید.

آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می‌دهید ولی گاو سفید را نمی‌دوشید.

دولت مرفه: دو گاو دارید. آنها را می‌دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می‌دهید تا بنوشند.

بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می‌کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.
 
سازمان ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می‌کند. آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می‌کنند. نیوزلند رای ممتنع می‌دهد.

ایده آلیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. همسر شما آنها را می‌دوشد.

رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. اما هنوز هم خودتان آنها را می‌دوشید.

متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.

فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید. از هر کدام شیر بدوشید فرقی نمی‌کند.

لیبرالیسم: دو گاو دارید. آنها را نمی‌دوشید چون آزادیشان محدود می‌شود.
 
دموکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه‌ها رای می‌گیرید که آنها را بدوشید یا نه.

سکولاریسم: دو گاو دارید. پس به خدا نیازی نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 6:11 PM  توسط سامان  | 

شعر

شهریار

نمونه‌ای از قصیده‌های شهریار:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟

نمونه‌ای از غزلیات شهریار:

امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه، تو همدرد منِ مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم

که تو از دوری خورشید، چه‌ها می‌بینی

چه دلی ماند و چه دینی؟ که نبردی از راه

ای سر زلف، ندانم به چه کفر و دینی

کی بر این کلبهٔ طوفان‌زده سر خواهی زد؟

ای پرستو، که پیام‌آورِ فروردینی

شهریارا! اگر آیین محبت باشد

چه حیاتی و چه دنیای بهشت‌آیینی

خیام

انابه

افسانه‌هایی چند پیرامون خیام وجود دارد. یکی از این افسانه‌ها از این قرار است که خیام می‌خواست باده بنوشد ولی بادی وزید و کوزه میش را شکست. پس خیام چنین سرود:

ابریق می مرا شکستی،ربی

بر من در عیش را ببستی،ربی

من مِی خورم و تو می‌کنی بدمستی

خاکم به دهن مگر که مستی،ربی

پس چون این شعر کفرآمیز را گفت خدا روی وی را سیاه کرد. پس خیام پشیمان شد و برای پوزش از خدا این بیت را سرود:

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو!

آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو!

من بد کنم و تو بد مکافات دهی

پس فرق میان من و تو چیست بگو!

و چون اینگونه از خداوند پوزش خواست رویش دوباره سفید شد. البته جدا از افسانه‌ها در اینکه این دو رباعی بالا از خیام باشند جای شک است.

رباعیات خیام

۱

این قافله عمر عجب می گذرد              دریاب دمی که باطرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری        پیش آر پیاله را که شب میگذرد

2

از کوزه گری کوزه خریدم باری           آن کوزه سخن گفت ز،هر اسراری

شاهی بودم که جام زررینم بود             اکنون شده ام کوزه هر خماری

3

این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست   در بند سر زلف نگاری بوده ست

این دسته که بر گردن او می بینی          دستی است که بر گردن یاری بوده ست

4

گرمی نخوریطعمه مزن مستانرا            بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می مینخوری        صد لقمه خوری که می غلام ست آنرا

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/01ساعت 6:57 PM  توسط سامان  | 

کنکور و روانشناسی

سلام بازدیدکننده عزیزم من با استفاده از چند منبع برای شما اطلاعاتی مفید درباره کنکور و مقابله با افسردگی و... آماده کرده ام امیدوارم که بتوانم نظر شما را جلب کنم حتما نظر بدهید.(موفق باشید*سامان*)

*چطور با افسردگي مقابله كنيم؟

احساس افسردگي مي‌كنيد؟ خنده به لبتان نمي‌آيد و هيچ چيز خوشحال‌تان نمي‌كند؟
همه ما در طول هفته شايد چند بار احساس كنيم كه از همه چيز خسته شده‌ايم. هيچ موضوعي ما را به هيجان نمي‌آورد و حتي حوصله حرف زدن و يا درددل كردن با نزديكترين دوستانمان را هم نداريم.
در اين طور مواقع اكثر ما ترجيح مي‌دهيم كه خود را با خوابيدن زياد درمان كنيم و يا به قرصهاي مختلف رو مي آوريم. راههاي متعدي وجود دارند كه مي‌توانند احساس افسردگي گذراي شما را بهبود ببخشند.
به ياد داشته باشيد كه اگر  احساس افسردگي در شما طول كشيده باشد بايد حتما به پزشك مراجعه كنيد و كمك بگيريد.
توصيه مي‌كنيم اگر احساس كسالت مي كنيد راههاي زير را امتحان كنيد:


- در موردش صحبت كنيد:
‌معمولا  وقتي كه ما احساس افسردگي مي‌كنيم خود را از ديگران جدا مي‌سازيم. اين دقيقا كاري است كه حال شما را اصلا بهتر نمي كند. اگر احساس افسردگي مي كنيد و يا موضوعي رنجتان مي دهد تنها نمانيد. يك دوست صميمي و يا هم حرفتان را ببينيد و يا يكي از بستگانتان را به صرف چاي دعوت كنيد. سعي كنيد از احساساتتان حرف بزنيد تا كمتر احساس تنهايي كنيد. صحبت كردن با روانشناسان و مشاورها بهترين كمك براي شماست.

-از خانه بيرون برويد:
اگر افسردگي در خانه شما را زده است نبايد او را راه دهيد. اگر احساس مي كنيد كه به افسردگي دچار شده ايد بهترين كار بيرون زدن از خانه است. ماندن در خانه و تخت خواب حالتان را اصلا بهتر نمي  كند. ورزش كردن به طور منظم هورمونهاي سرخوشي را آزاد مي كنند. ورزشهاي ايروبيك و يا ورزشهايي كه ضربان قلب را بالا مي برند از بهترين‌ راههاي مبارزه با افسردگي هستند. اگر نمي‌توانيد هيچ ورزشي انجام دهيد لا اقل چند روز در هفته به مدت 20 دقيقه پياده روي كنيد.


-از روزمرگي بيرون بياييد:
معمولا زماني دچار افسردگي مي شويم كه همه چيز برايمان يكنواخت شود. رفتن به يك سفر خوب معمولا بسيار مفيد است اما به ياد داشته باشيد كه فرار كردن مشكلي را از شما حل نمي كند آنچه مهم است آن است كه بتوانيد در مورد آنچه در ذهنتان مي‌گذرد فكر كنيد و به درك دقيق از مشكلاتتان برسيد.


-تغذيه خوب داشته باشيد:
وقتي استرس داريد از خوردن غذاها و يا خوراكي هاي پركالري يا با مقدار قند بالا پرهيز كنيد. از غذاهاي كم كالري با فيبر پايين استفاده كنيد.


-احساساتتان را بپذيريد:
اكثر ما زماني دچار افسردگي مي شويم كه نمي توانيم احساسات منفي خود همچون ناراحتي را قبول كنيم. سعي كنيد احساسات خودتان را درك كنيد و به آنها فكر كنيد.


-خوب استراحت كنيد:
كساني كه احساس افسردگي مي‌كنند يا دچار كم خوابي و يا پر خوابي مي شوند كه هر دو، افسردگي را تشديد مي كند. اگر دچار پر خوابي شده ايد ساعت را كوك كنيد تا شما را بيدار كند و با اين حالت خود بجنگيد. اگر كم خوابي گرفته ايد از خوردن مواد كافئين دار بپرهيزيد و قبل از خواب چاي گياهي و يا يك ليوان شير بنوشيد.


-مشكلاتتان را بنويسيد:
در مورد نوشتن بيشتر فكر كنيد. نوشتن ترسها و احساساتتان باعث مي شود با اين موضوعات بهتر كنار بياييد.


-بخنديد:
كاملا مشخص است كه زماني كه احساس افسردگي مي كنيد نمي خواهيد بخنديد اما به ياد داشته باشيد كه خنديدن دواي درد شماست. فيلم هاي خنده دار تماشا كنيد و با آدمهاي شاد رفت و آمد كنيد.


-كمك بگيريد:
اگر خانمي هستيد كه تازه بچه دار شده ايد بدانيد كه اين موضوع طبيعي است . براي بر آمدن از پس كارهاي بچه كمك بگيريد. اگر هم از قرصهاي ضد بارداري استفاده مي كنيد با پزشكتان تماس بگيريد.


-به دكتر مراجعه كنيد:
اگر چند هفته از احساس افسردگي شما گذشت و نتوانستيد با اين روشها خود را درمان كنيد و اگر فكرهايي همچون خودكشي به مغزتان رسيد فورا به پزشك روانشناس و يا مشاور مراجعه كنيد. افسردگي اگر در شما پيشرفت كند مي تواند بسيار خطرناك شود پس آن را جدي بگيريد.

*استرس را با مثبت‌انديشي كنترل كنيم

چگونه مي‌توانيم مثبت‌انديشي را ياد‌بگيريم؟ آيا اين فراگيري، به ما كمك مي كند كه استرس‌هاي مختلف را كنترل كنيم؟

 معمولا در مورد آنچه پيرامون‌مان اتفاق مي‌افتد، تفسيرهاي گوناگوني داريم. اين تفسيرها مي‌تواند به شكل مخرب و ويرانگر باشد كه در اين صورت باعث ايجاد ناخوشايندي و ناتواني در افكار و رفتار ما شده و امكان يك زندگي سالم ومناسب را از ما سلب مي‌كند.

در حالي كه با تفسير معقول و غيرشتابزده مسايل (به گونه‌اي كه به خودمان فرصت ارزيابي همه جانبه مسئله را بدهيم) با وجود همه گرفتاريهاي روزمره، مي‌توانيم در نهايت زندگي موفقي داشته باشيم. اگرچه در آغاز ماجرا، همه چيز نااميدكننده و غم‌انگيز بنظر بيايد.

اگر شما به اين مسئله شك كرده‌ايد كه آيا در الگوهاي فكري مخرب، گيرافتاده‌ايد يا نه، مي‌توانيد اين سوال را از خود بپرسيد كه براستي اين گونه انديشيدن، چه سودي براي شما درپي دارد.
و اما اگر اين روش برخورد با مسايل هيچ سودي براي شما ندارد، پس بدانيد كه با بكارگيري اين نوع الگوها، شما بدترين دشمن براي خود هستيد.

آيا واقعا شما مي‌خواهيد فردي باشيد كه معمولا بايد به زور او را وادار به كاري كرد و خودش قدرت شناخت مسايل و تصميم‌گيري مناسب ندارد؟


اگر اين چنين نيست، شما مي‌توانيد با توجه به موارد زير، از اين وضعيت خارج شويد:

اول از همه عقايد ويرانگر را كه به طور مرتب با خود تكرار مي‌كنيد بشناسيد.سپس، تلاش كنيد عقايد درستي را جايگزين آنها كنيد تا به شما كمك كند در زندگي رشد و پيشرفت داشته باشيد.

براي آشنايي با اين نوع افكار و رفتار،مثالهايي در هر دو بعد، افكار منفي و مثبت انديشي در همان مورد را دنبال مي كنيم:

افكار منفي: زندگي نيازي به شور و عشق نداردو براي انجام هر كاري تنها موافقت ديگران كافي است.

مثبت آن: من بر احترام‌گذاري به "خود" خودم و عشق ورزيدن به هرچيزي كه شوري را در من برمي‌انگيزد، تاكيد دارم.

منفي: من نمي‌توانم به احساساتم كمك كنم، چون هيچ كنترلي بر آنها ندارم.

مثبت آن: من بر احساساتم كنترل زيادي دارم و تمرين مي‌كنم به خودم در اين مورد راست بگويم.

منفي: شادي و خوشحالي ره‌آورد كم تحركي، راحتي، بي خيالي و عدم فعاليت است. مثبت آن: افراد وقتي خيلي شاد هستند كه فعال و مجذوب ايجاد خلاقيت‌اند و يا اينكه خود را وقف ديگران مي‌كنند.

منفي: من به كساني نياز دارم كه بزرگتر و باقدرت‌تر هستند و مي‌توانند از من مراقبت كرده و به من كمك كنند. مثبت آن: اينكه من برپاهاي خودم به ايستم و به توانايي‌هايم براي رويايي با مشكلات زندگي اطمينان كنم، خيلي بهتر است.

منفي: من نيازدارم كه ديگران مرا فردي شايسته، باهوش، موفق و قابل احترام بدانند. مثبت آن: من تلاش مي‌كنم كارهايم را انجام دهم حتي اگر نتوانم بهترين باشم.من خودم را با همه محدوديت هايم مي‌پذيرم.

افكار منفي: من نمي‌توانم به خاطر كارهاي بدي كه كرده‌ام خودم را ببخشم. مثبت آن: من از هر آنچه تاكنون برايم اتفاق افتاده، درس مي‌گيرم و تلاش مي‌كنم تجربياتم را به گونه‌اي به كار گيرم كه بهتر مرا با زندگي‌ام در آينده، هماهنگ كند.

منفي: ناخوشايندي من به عوامل سطحي و خارجي وابسته است كه از سوي افراد و اساسا حوادث بوجود‌آمده، به من تحميل شده است. مثبت آن: من مي‌پذيرم كه بيشترين ناخوشاينديها معمولا نتيجه رفتار و ادامه عكس‌العمل هاي خود فرد است تا اينكه به برخوردهاي ديگران مربوط باشد.

منفي: هر چيزي را كه من و زندگي‌ام را تحت تاثير قرار داده است را تا پايان عمر، با قدرت دنبال خواهم كرد. مثبت آن: من سعي مي‌كنم از تجربيات قبلي خود درس بگيرم اما درصورتي كه ضروري نباشد، با آنها خود را كنترل نمي‌كنم و به طور مداوم رفتارم را زير ذره‌بين قرار نمي‌دهم.

منفي: آنچه ديگران انجام مي‌دهند براي من خيلي مهم است و من بايد همواره تلاش كنم كه آنها در جهت آنچه من مي‌خواهم حركت كنند. مثبت آن: اگر ديگران در برابر خواست هاي من به طور مداوم كوتاه مي‌آيند، اين به دليل درستي تصميمات و خواستهاي من نيست. بلكه ممكن است برخي فشارها آنها را وادار به نشان‌دادن چنين عكس‌العمل‌هايي كند.
منفي: اجتناب از رويارويي با مشكلات زندگي و مسئوليت هاي مختلف آسانتر از رويارويي مستقيم با آنهاست. مثبت آن: در يك مسير طولاني، آسانترين راه معمولا سخت‌ترين آنهاست. تنها راه‌حل مشكلات سخت، رويايي با آنها و تلاش عملي براي حل اين مسايل است.

افكار منفي: وقتي احساس مي‌كنم كاري خطرناك است، بايد به شدت در مورد آن نگران باشم. مثبت آن: در صورتي مي‌توانيم كاري را به بهترين وجه انجام دهيم كه تلاش كنيم آن را در حد امكان بدون آسيب و يا با آسيب پذيري كمتر و به صورت قابل كنترل دنبال كنيم. اگر اين كار امكان‌پذير باشد بعد از آن مي‌توانيم هوشيارانه و بدون اتلاف انرژي، نگراني ها را متوقف كنيم.
منفي: اين خيلي وحشتناك است كه كارها آن گونه كه من مي‌خواهم پيش نروند.

مثبت آن: سعي مي‌كنم شرايط محيطي را به گونه‌اي تغيير دهم يا تحت كنترل درآورم كه رضايت بيشتري در من ايجاد شود.به اين ترتيب، وقتي موقعيت‌ام را بخوبي بشناسم و آن را بپذيرم، مي‌توانم از بروز مسايلي كه بنظرم وحشتناك هستند، جلوگيري كنم.

*توصيه براي كاهش اضطراب امتحان

حتي كودكاني كه از هوش سرشار و حافظه‌اي خوب هم برخوردار باشند به علت عدم شناخت كافي از چگونگي برگزاري امتحان ، تقريباً گرفتار نوعي اضطراب هر چند از نوع ضعيفش مي‌شوند
مي‌دانيم كه اغلب دانش‌آموزان از امتحان دادن مي‌ترسند، چنين ترسي تقريباً همگاني است. كمتر كسي مي‌تواند بي‌توجه به اين امر با خيال راحت در سر جلسه امتحان حاضر شود و حتي كودكاني كه از هوش سرشار و حافظه‌اي خوب هم برخوردار باشند به علت ناآشنا بودن و عدم شناخت كافي از چگونگي برگزاري امتحان و تازگي داشتن آن، تقريباً گرفتار نوعي اضطراب هر چند از نوع ضعيفش مي‌شوند ولي اين‌گونه اضطراب‌ها در همان دقايق اوليه شروع جلسه از بين مي‌رود و آرامش جايگزين آن مي‌شود.

اعتماد به نفس در جلسه امتحان

يكي از كارهايي كه مي‌تواند كودكان را در جلسات امتحان ياري دهد اين است كه توقع دانش‌آموز معقول و طبيعي باشد. توقع بي‌جايي است اگر پدر و مادري اصرار داشته باشند كه كودكانشان حتماً با بهترين نمره‌ها جلسات امتحان را ترك كند. اين توقع نامعقول بدون شك به روحيه فرزندشان لطمه خواهد زد.

در امتحانات ماهانه، به جاي سخت‌گيري بهتر است با كودكان مدارا كنند و ضعف‌هاي ناچيز آنها را با خوشرويي يادآور شوند و ضمن راهنمايي‌هاي لازم كاري كنند كه كودك عنادورزي نكند.

براي اينكه كودكان و دانش‌آموزان به مقوله‌اي به اسم امتحان دادن عادت كنند بهتر است كه امتحانات ميان ثلثي به دفعات بيشتري انجام شود.

يكي ديگر از كارهايي كه توصيه مي‌شود اين است كه هر چند وقت يكبار مربي يا معلم روي ورقه‌هاي امتحاني خودش علامت خاصي بگذارد و اسامي بچه‌ها را جدا كند و تصحيح اوراق را به عهده دانش‌آموزان بگذارد. اين عمل باعث مي‌شود كه دانش‌آموز هم خودش آن درس را بهتر بفهمد و هم عملاً حس كند كه امتحان گيرنده دشمنش نيست.
 قيد نكردن اسم دانش‌آموز روي ورقه‌ها بيشتر به اين دليل است كه اگر دانش‌آموزي در درسش ضعيف‌تر از ديگران است احساس شرمندگي نكند. معلم بايد اوراقي را كه اين دانش‌آموزان تصحيح كردند به دقت بررسي كند و به بهترين تصحيح كننده پاداش دهد.

معلم بايد هدف از امتحان را براي بچه‌ها مشخص كند. كودكان و نوجوان بايد دقيقاً بدانند كه امتحانات فقط براي ثبت و ضبط دانسته‌هايشان صورت مي‌گيرد. بايد مطمئن شوند كه كسي نمي‌خواهد به موقعيت آنها صدمه‌اي بزند.

سخت‌گيري بي‌مورد معلمان در جلسات امتحان بايد به نرمش و رافت تبديل شود.

قبل از شروع امتحانات معلم بايد با دانش‌آموزان شور و مشورت كند و نظرات آنها را نيز در مورد مسايل مربوط به تحصيل و مدرسه به دقت بشنود.

لازم است در آزمون‌هاي پيش از امتحان اصلي تا حدودي از بعضي خطاهاي دانش‌آموزان چشم‌پوشي كنند ولي با دقت و هوشياري در جلسات نزديك به امتحان اصلي هر چه بيشتر توجه دانش‌آموزان را به رعايت دقت‌نظر معطوف دارند.

منطق و تعليم و تربيت حكم مي‌كند كه معلم، شاگرد متقلب را توبيخ كند يا به او اخطار دهد ولي تنبيه بدني نكند. شاگردان بايد مراقب نوشته‌هاي خود باشند تا ديگران از آنها در جلسات رسمي امتحان كپي‌برداري نكنند. اين روش را مي‌توان در كلاس‌ها تعميم داد.

دانش‌آموزاني كه امتحان مي‌شوند بايد سؤالات آسانتر را اول پاسخ بگويند و بعداً به سراغ پاسخ‌هاي مشكل‌تر بروند.

يكي از مهمترين نكات آموختني به دانش‌آموزان اين است كه ياد بگيرند سؤالات مربوطه به آن درس را يكبار بخوانند و سپس شروع به نوشتن جواب‌ها بكند.

*ايجاد انگیزه مطالعه

علم روز به روز درحال ترقی و پیشرفت است و دانستن از مهمترین نیازهای انسان امروز، و مطالعه مؤثرترین روش برای دانستن بیشتر است؛  زیرا اثبات شده در آنچه که سه حس بینایی ، شنوایی و گویایی به طور همزمان دخیل اند مطالب و آموخته ها ماندگارتر ودرصد دریافت بیشتر است و به جرأت می توان گفت سالمترین  روش هاست و همچنین در پرورش رشد فکری ، روحی و روانی نقش چشمگیری دارد . درک مطالب و تجزیه و تحلیل اطلاعات درمطالعه کردن نسبت به دیدن و شنیدن بهتر است؛ مثلاً در خواندن مطالب روزنامه امکان دوباره خوانی و زمان برای تفکر بر روی مطالب وجود دارد . مغز فرصت دارد که به تجزیه و تحلیل بپردازد و این امکان به مغز داده می شود تا بتوانداز قوه تخیل برای بازسازی تصاویر استفاده کند؛  در حالی که در دیدن از تلویزیون و شنیدن از رادیو مطالب و تصاویر پشت سرهم و مسلسل وار بر ذهن فرو می ریزد و فرصتی برای تأمل باقی نمی گذارد . عمل مطالعه باعث ایجاد احساس آرامش و اطمینان در مخاطب و تقویت قوای ذهنی او می گردد .

*- به عنوان اولين عامل برای « ایجادعادت به مطالعه » ،خانواده نقش به سزایی را ایفا می کند . خانواده اولین و بهترین بستر برای یادگیری و تأثیر پذیری است . رفتار و روش اطرافیان بالاخص والدین،  بیشترین تأثیر را برکودک دارند؛ تاآنجاكه پایه های رفتاری فرد در خانواده شکل می گیرد . خانواده ای که در مخارج ماهیانه درصدی را برای خرید و تهیه کتاب تعیین می کند،  فرزندی را تربیت می کند که اهمیت مطالعه برای او در رتبه ورديف اهمیت نیازهای اساسی مانند خورراک و پوشاک قرار می گیرد .
کتابی را که والدین در نگهداری و مطالعه آن حساسیت نشان می دهند،  یقیناً بعدها بهترین و لذت بخش ترین وسیله برای پرکردن اوقات فراغت فرزند آنهاست .
پدری که شب هنگام بعد از ساعت ها کار خسته کننده و طولانی با روزنامه ای در دست وارد خانه می شود و در محیط گرم و باصفای خانواده همراه با دیگر اعضا مطالب را بررسی می کند ؛ مادری که اگر در سبد خرید گوشت و پیاز را فراموش کند خرید یکي ، دو مجله را از یاد نبرده است؛ والدینی که هنگام بازی کودکشان در پارک غرق در مطالعه اند و در خانه جایگاه مشخص و قابل دسترسی برای کتاب های خانه قرار داده اند و کتابهای مناسب سن کودکشان را تهیه می کنند و از آغازیترین فصل رشدش ادبیات در گوشش زمزمه می کنند و شبها با خواندن کتاب او را می خوابانند و اغلب کتاب را برای هدیه های او انتخاب می کنند ، نمونه هایی از بهترین الگوهای مطالعه اند .

اینجاست که مطالعه جزئی از زندگی کودک می شود و مثل نیازهای خوردن و خوابیدن ، مطالعه نیز زمانی را به خود اختصاص خواهد داد . زیرا این رفتار به نوعی برای او عادت شده و می توان گفت این عمل انعکاس و بازتاب عمل خانواده اوست .
بارزترین مشاهدات من کودک پنج ساله یکی از آشنایان است که تأثیر رفتار مطالعاتی والدین او سبب شده تا اونیزبا وجود سن کم صاحب چندین جلد کتاب باشد و کتاب کودکی نیست که تهیه نکرده باشد؛  همچنین او قادر است تک تک کتابها را بدون خستگی برای دیگران از روی تصاویر آنها تعریف کند و حتی نقاشی هایش بر اساس موضوعی نزدیک به داستان کتابهاست و تعداد اشعاری که از بر دارد بسیار زیاد است .

*- دومین عامل « معلم و مدرسه » است . زیرا اصولاً فرض معلم ، بدون کتاب دور از ذهن است و مدرسه اساسی ترین جایگاه كاربردکتاب شمرده می شود و کودک نزدیکترین فرد به کتاب را معلم می داند .
معلمی با همکاری دانش آموزان کلاس کتابخانه ای ایجاد کرده است و کمددیواری را به این کار اختصاص داده و به بچه ها کتاب امانت می دهد و از آنها می خواهد خلاصه آن را در کلاس تعریف کنند و آنها را ملزم به عضو شدن در کتابخانه مدرسه می کند و فعالیت ها و تحقیق های درسی را همراه بااستفاده از کتاب می کند و به دانش آموزانی که بیشترین کتاب ها را بخوانند و یا بهترین خلاصه را ارائه کنند و یا از منابع مطالعاتی بیشتری در تحقیقشان استفاده نمايند،  پاداش می دهد ؛ می تواند تأثیر گذار در جذب دانش آموزان به مطالعه باشد . چراکه مطالعه را نتیجه بخش و مفید جلوه مي دهد و فرد را در رقابت مطالعاتی قرار می دهد و رقابت در مطالعه برای دانش آموز ارزش تلقی می گردد و باعث می شود فرد برای یادگیری، مطالعه را ترجیح دهد .

یکی از جالب ترین مشاهدات من در مدرسه ای بود که در آن تحصیل می کردم . مدرسه ما کتابخانه نداشت و بنا به پیشنهاد انجمن اولیا و مربیان، به اين منظور،  مکانی در پشت انبار مدرسه درنظرگرفته شد . طولی نکشید که با توجه و ایجاد انگیزه و شوق مطالعه در دانش آموزان توسط مربیان ، دانش آموزانی که زنگهای تفریح مشغول به جست و خیز بودند اکنون در زیر سایه درخت مي نشستندوبه مطالعه می پرداختند و یا موضوع کتابشان را برای همشاگردیشان تعریف می کردند .
*-  نوع نگارش و تعداد تصاویر مرتبط به موضوع هم می تواند در فرد ایجاد انگیزه نماید . جملات کلی و کوتاهی که نمی تواند حاوی معانی خاصی باشد یا جملات بلند و طولانی که برای رساندن معنای اصلی به هزار راه و بی راه مي رود و سرانجام نیز سودی نمي بخشد؛  یا زبانی که معنای اصیل و عمیق ندارد و برای مهم جلوه دادن خود از کلمات ثقیل و دشوار استفاده مي كند؛  هیچ کدام نمی تواند در نگاه اول ، خواننده را جذب نمايد . روان نویسی و ساده گویی ، استفاده از واژگان صریح و معنادار و جملات موزون و هماهنگ و تصاویر مرتبط با موضوع قادر است ذوق و شوق به مطالعه را افزایش دهد . نوع زبان نگارشی که با توجه به سن و جنس خواننده انتخاب می شود در به کارگیری فکر و اندیشه مخاطب موثر است .

من همیشه برای انتخاب کتاب مناسب سعی می کنم با درنظر گرفتن طرح روی جلد و حاشیه بندی صفحات و موضوع، صفحه ای را انتخاب کرده ویک یا دو پاراگراف ازآن را بخوانم . با این نمونه کوچک می توان برداشتی قابل توجهی از متن کلی و نگارش و زبان کتاب بدست آورد که آیا توانسته معنا را ارائه دهد و یا فقط متن پر حجمی را ایجاد کرده و نامی جذاب و هیجان آمیز بر آن نهاده است . اما شاید متنی که مرا جذب می کند،  سبب بی رقبتی دیگری گردد و تصویری که من آن را تأثیر گذار می بینم، براي دیگری بی اهمیت باشد .

*- از توانایی اقتصادی خانواده می توان به عنوان عامل اساسی ديگري در ايجادفرهنگ مطالعه نام برد. قیمت بسیار بالای بعضی کتابها به اقشار متوسط و کم درآمد جامعه این اجازه را نمی دهد که با رقبت و علاقه به سراغ خرید کتاب روند و بر خانواده هزینه ای را تحمیل مي کند که شاید نتواند مطلب مورد علاقه اش را بيابدومطالعه کند . در خانواده ای که برای جبران کاستی های اقتصادی آن مجبور به حذف علایق و سرگرمی های پرخرج هستی و وقتی برای مطالعه نمی یابی و گاهی آن چنان خسته و بی حوصله از کار روزانه ای، که نمی توانی به چیزی غیر از استراحت و یک ساعت خواب بیشتر فکر کنی، آیا می تواني زمانی را به مطالعه اختصاص دهي؟  بی محتوایی ، گرانی و قیمت بالا ، تعدا کم نشر ، و ..... سبب گردیده که اگر کسی نیز باعلاقه وافر به میدان مطالعه قدم بنهد ، دلسرد و بی اعتماد باز گردد.

یکی از دوستان هم سن و سال من به قول معروف کرم کتاب بود و داستان و رمانی نبود که نخوانده باشد.  بعد از مدتی دیگر اسمی از کتاب نمی آورد.  وقتی علت را از او پرسیدم اظهار داشت که : تمام کتابها به گونه اي تقلید از یکدیگر بودند و همان موضوع را با نامی دیگر و با کلامی نه چندان دور بیان می کرد.  بعد از این همه خواندن فهمیدم که از آنها سودی نبردم جز از دست دادن وقت . چون هیچکدام مطلب تازه ای نداشت و فقط حول و حوش یک مقوله بود و ترجمه ها نیز آن چنان گنگ و نا مفهوم اند که خود آنها نیز به توضیحی مفصل نیاز دارند و کتابهای معروف هم آن قدر گرانند که اصلا نمی توان به تهیه آنها فکر کرد . کتابهای ارزان نیز که دیگر ارزش مطالعه ندارند و ...
*- ازعامل قابل توجه دیگری به نام فرهنگ می توان نام برد . دولت با ایجاد برنامه ریزی های سیاسی و فرهنگی می تواند در بالا بردن فرهنگ مطالعه کمک کند .
ایجاد برنامه های تشویقی برای ناشران و کمک به ارتقاء سطح کیفی مطالب ، تهيه برنامه های تلویزیونی که قادر باشند در ایجاد انگیزه برای مطالعه موثر باشد ، مطرح کردن این ارزش که پذیرش معنا و پیشرفت علم و ادبیات و هنر و... مرز نمی شناسد و جایی برای تعصب و نژاد پرستی در مطالعه آثار بیگانه نیست؛ گامی است به طرف ایجاد این فرهنگ سودمند .

رسانه های جمعی می توانند نشان دهند که نباید کوچکترین لحظات و دقایق را برای خواندن ومطالعه از دست داد و به جای رواج مد و تکیه کلام و..... خواندن کتاب را قبل از خواب ، در هنگام راه رفتن ، در ایستگاه اتوبوس و هزاران فرصت دیگر، آموزش دهند .
برای مطالعه نیاز نیست حتما کتابی قطور داشته باشیم کتاب های کوچک جیبی که در ایران بسیار کمیاب و نادر است می تواند وسیله مناسبی برای طول مدت مسیر محل کار تا منزل باشد .اگر این ارزش برای ما درونی گردد که مطالعه، زمان و مکان و موقعیت به خصوصی نمی شناسد و حتی پشت چراغ قرمز هم می شود دوبیتی های خیام را خواند،  خود به خود این عمل جزء عادات زندگی هرروزیمان می گردد و شاید اصطلاح بدی که مردم برای کسی که زیاد مطالعه می کند ، به کار می برند از ذهنها پاک گردد .
ما می توانیم تماشای لذت بخش تلویزیون و دنیای شگفت انگیز رایانه هارا اندکی کاهش دهیم و از انها به نفع اشاعه فرهنگ و تمدن خود بهره ببریم .

خیلی دوست داشتم، بدانم عکس العمل مردم در برخورد با کسی که در حال مطالعه از پهلوی آنها عبور می کند ، چیست ؟ همیشه به دنبال این فرصت بودم تا آن را امتحان کنم . تهيه این فرصت را به من داد تا حداقل برخورد تعدادی از همشهریهایم را مشاهده کنم. همچنین در این آزمایش می توانستم خود رانیز مورد ارزیابی قرار دهم که ایا در حین پیاده روی یا طی مسیر با وسیله نقلیه تمرکز بر روی آنچه که می خوانم دارم یا نه ؟ وچه تعداد مطلب و باچه درصد یادگیری را مطالعه کرده ام ؟ پس کتابچه ای را در دست گرفتم و از خانه خارج شدم . نتایج تا حدودی خوب بود . درتمام طول مسیر منزل تا محل مورد نظر از نگاه متعجب مردم آگاه شدم که سوال انگیز مرا تماشا می کردند . در اتوبوس حتی پیرزنی طاقت نیاورد سوال کرد : کتاب درسی است و به منظور امتحان می خوانی یا ؟ ودر جواب پاسخ منفی من گفت :(( مگه دیگه وقت نیست )) !! . در برخورد با چند دوست جوان کنایه ها و پچ پچ اینکه قصد جلب توجه دارم را نیز شنیدم اما با وجود اینها توانستم در این مسیر دو غزل حافظ را از بر کنم و یک داستان نسبتا کوتاه را بخوانم .

*فنون ایجاد انگیزش دریادگیرندگان

اگرچه شاید بهترین روش ایجاد انگیزه و علاقه در فراگیران بهبود و ترقی روشهای تدریس و کاربرد بهینه ی مواد و وسایل کمک آموزشی باشد. با این حال روشهای متنوعی در منابع مختلف علوم تربیتی برای بالا بردن انگیزه ی یادگیری در دانش آموزان ارائه شده است. در ادامه چند مورد از این روشها را مستقیماً از کتاب ارزشمند «روانشناسی پرورشی دکتر علی اکبر سیف» می آوریم.

آنچه را که از یادگیرندگان به عنوان هدف آموزشی انتظار دارید در آغاز درس دقیقاً به آنها بگویید: به عبارتی در آغاز درس بهتر است هدفهای یادگیری و انتظارات آموزگار از فراگیران  به روشنی بیان گردد.

در شرایط مقتضی از تشویقهای کلامی استفاده کنید: مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد دانش آموز وابسته باشد. ضمناً معلم نباید بیشتر از اندازه ی لازم دانش آموزان را مورد ستایش و تشویق قرار دهد.

از آزمونها و نمرات به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یادگیرندگان استفاده کنید: معلم می تواند با اجرای مکرر آزمونها سطح انگیزشی یادگیرندگان را بالا ببرد.

از خاصیت برانگیختگی مطالب استفاده کنید: محرکهای تازه، تعجب برانگیز، و پرمعنی سطح برانگیختگی را افزایش می دهد وسبب تحریک حس کنجکاوی یادگیرنده میشود.

مطالب آموزشی را از ساده به دشوار ارائه دهید: این مورد باعث میشود که دانش آموزان در آغاز یادگیری به اندازه کافی موفقیت بدست بیاورند.

از ایجاد رقابت و همچشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید: معلم باید از ایجاد رقابت بین دانش آموزان که به کسب موفقیت معدودی از آنها و شکست اکثریت آنها می انجامد جلوگیری به عمل آورد.

هنگام آموزش مطالب تازه از مثالهای آشنا و هنگام کاربرد مطالب آموخته از موقعیتهای تازه استفاده کنید: این اقدام به جریان یادگیری سرعت می بخشد و سطح علاقمندی دانش آموزان را افزایش می دهد.

علاوه بر توضیح و تشریح مطالب به طور کلامی، تا آنجا که ممکن است از روشهای دیگر آموزشی نیز استفاده کنید و دانش آموزان را به مشارکت در یادگیری تشویق نمایید: بحث گروهی، بازیهای آموزشی، گزارش انفرادی و گروهی به وسیله ی دانش آموزان، نمایش زنده (در دروسی مانند تاریخ ) و ... به مقدار زیاد انگیزه آنها را بالا می برد.

پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت یادگیری را کاهش دهید: از جمله عواملی که ممکن است باعث دلسردی دانش آموزان میگردد می توان موارد زیر را نام برد:

گرفتن نمره کم در امتحانی که معلم محتوای آنرا قبلاً آموزش نداده است .

اجبار در انجام تکالیف با سطح دشواری بالاتر از توان دانش آموزان.

بی توجهی معلم به کوششهای یادگیرندگان.

مجبور ساختن یادگیرنده به رقابت با کسانی که از او توانایی بیشتری دارند. 

*چگونه با انگيزه و هدفمند باشيم

اگر احساس مي كنيد كه بي انگيزه شده ايد، سؤالات زيادي وجود دارد كه مي توانيد از خودتان بپرسيد:

در گذشته چگونه در خود ايجاد انگيزه مي كرديد؟

آيا در زندگي اهداف متفاوتي را در پيش گرفته ايد؟

چه چيزي مانع انجام كار دلخواهتان مي شود؟

انگيزه توسط خود ما ايجاد مي شود. سطح انگيزه ي ما هم، تحت تأثير عوامل مختلفي نظير استرس، اضطراب و افسردگي قرار مي گيرد، همچنين مي تواند علتي براي آنها باشد. انگيزه با ايجاد يك سري از اهداف و تعيين روش هاي مناسب براي رسيدن به آن شروع مي شود. عوامل زير در ايجاد انگيزه دخيل هستند:

هدف گزيني
ابتدا اهداف بايستي شناسايي شوند و واقعي و قابل حصول باشند. تعيين اهداف كوتاه مدت در آغاز هدف ها اهميت بسيار دارد، زيرا دسترسي به آنها غالباً ساده تر است و همچنين حس موفقيت بيشتري را در فرد ايجاد مي كند و وي را به سوي اهداف بزرگتر رهنمون مي سازد.

انتظارات
انتظارات ما از خودمان و انتظارات ديگران از ما، مي تواند منبع استرس باشد. انتظارات بايد واقعي باشند. همچنين باورهايمان درباره ي توانايي دسترسي به اهداف بايستي مطابق با واقعيات فعلي باشد. انتظار بيش از اندازه از خويشتن باعث كاهش انگيزه مي شود.

رغبت
آنچه را كه مايليد واقعاً بدان دست يابيد مشخص كنيد و در جهت آن حركت نماييد. تشخيص اين كه چه چيزي واقعاً در ما ايجاد رغبت مي كند ، مي تواند مفيد باشد ولي ما نمي توانيم فقط به اين اكتفا كنيم.

محيط
از موانع موجود در انجام خواسته هايتان آگاه شويد. اگر براي مثال، سعي مي كنيد كه مطالعه را آغاز نماييد (قصد مطالعه داريد)، محيطي آرام و بدون هرگونه مزاحمت براي مطالعه انتخاب كنيد. چيزهايي را كه ممكن است تأثير منفي در انگيزه داشته باشند بشناسيد. مثلاً هنگام مطالعه، عوامل منفي در حفظ انگيزه عبارت اند از: تلويزيون، تلفن، راديو، برنامه هاي پيش بيني نشده و ...

پاداش (تشويق)
انجام اهداف واقعي بايستي پاداشي را به دنبال داشته باشد. قدرداني از خودتان به خاطر انجام كار مورد نظرتان بخش عمده ي برنامه مي باشد. تشويق، توجه ما را به نتايج پاياني كار معطوف مي دارد؛ همانطور كه به شروع آن نيز كمك مي كند. اين كار در ايجاد حس كنترل و تسلط بر مسئله مؤثر است.

راهبردهاي ديگر
انگيزه و عملكرد با يكديگر در تعاملند. انگيزه منجر به عملكرد بهتر شده و عملكرد بهتر نيز مي تواند انگيزه را افزايش دهد.

بنابراين مايليد از كجا شروع كنيد...؟

عبارات مثبت را درباره ي خودتان به كار ببريد. نسبت به چيزهايي كه به خودتان مي گوييد آگاه باشيد. عبارات و جملاتي نظير: «من بايد اين كار را انجام دهم» مي تواند استرس را زياد كند. به همين منظور عبارت «من مي توانم اين كار را انجام بدهم» به كار ببريد و يا به جاي عبارت «من لازم است كه اين كار را انجام دهم» عبارت «من مايلم اين كار را انجام دهم» به كار بريد.

خودتان را تشويق كنيد. تغييرات كوچك خوب هستند. موفقيت هايتان را يادداشت كنيد و پيشرفتي را كه داشته ايد، بازنگري كنيد. ديدن پيشرفت هايتان به نوبه ي خود عاملي است در ايجاد انگيزه. نسبت به خودتان مهربان باشيد.

از تجسم (تصوير سازي ذهني) استفاده كنيد. براي مثال زماني را تجسم كنيد كه شما واقعاً خودتان را با انگيزه احساس مي كرديد. چه چيزي فرق كرده است؟ آن تفاوت ها را باز شناسيد.

ببينيد چگونه افكار و احساساتتان، برانگيزه ي شما تأثير مي گذارد.در مواجهه با برخي از موقعيت ها ما به شيوه اي عكس العمل نشان مي دهيم كه مبتني بر نظام افكار يا باورهايمان مي باشد. شيوه ي پاسخگويي ما به مسايل، عكس العمل ها يا احساساتي را در پي دارد كه همين عكس العمل ها و احساسات سطح انگيزه ما را تحت تأثير قرار مي دهند. آگاهي يافتن از علت و چگونگي واكنش هايمان به برخي رويدادها، اولين گام در درك اين واقعيت است. اگر همچنان در ارتباط با موارد مطرح شده دچار مشكل هستيد، مطالعه كتاب هاي موجود و صحبت و مشورت با يك مشاور مي تواند روشي كارآمد براي بررسي دقيق تر موضوع باشد

*نكات كليدي تست زني كنكور

داوطلبان در هنگام تست زدن صورت سئوال را کامل خوانده و به نکته يا نکات کليدي سئوال توجه کنند، سپس تمام گزينه ها را با دقت بخوانند حتي اگر مطمئن هستند که گزينه اول پاسخ سئوال است ساير گزينه ها را نيز بخوانند چون گاهي اوقات پس از خواندن هر 4 گزينه به نکته انحرافي سئوال پي مي برند.
سازمان سنجش آموزش کشور در توصيه اي به داوطلبان که نشريه پيک سنجش منتشر شده به کنکوري ها پيشنهاد مي کند: زماني که مشغول پاسخ دادن به يک سئوال هستيد، فقط به همان سئوال فکر کنيد و در فکر سئوال قبلي يا بعدي نباشيد. هر ١٠ سئوالي که پاسخ داديد، شماره سئوال ها را چک کنيد تا در پاسخ نامه، جا به جا علامت نزده باشيد. بهتر است که جواب سئوال ها را در دفترچه سئوال ها هم علامت بزنيد تا چک کردن سئوال ها راحت تر شود. اگر در سر جلسه آزمون پاسخ سئوال يا سئوال هايي را نمي دانستيد، مضطرب و مايوس نشويد. مطمئن باشيد که ساير داوطلبان نيز پاسخ همه سئوال ها را نمي دانند و قرار نيست که شما به تمام سئوالات يک درس پاسخ دهيد. همچنين توجه داشته باشيد که ارزش تمام سئوال هاي يک درس با هم برابر است. پس بيهوده سر سئوال هاي وقت گير يا سئوال هايي که در مورد پاسخ صحيح آن ها مردد هستيد، وقت خود را تلف نکنيد.
هنگام پاسخ به سئوال هاي هر درس، اول سئوال هاي ساده و سئوال هايي را که مطمئن هستيد پاسخ آن ها را مي دانيد، جواب دهيد و سپس سراغ سئوال هاي پيچيده يا سئوال هاي وقت گير برويد و اگر ديديد به خاطر اضطراب يا هر علت ديگري، قادر نيستيد که به سئوال هاي يک درس پاسخ دهيد، سئوا ل هاي آن درس را کنار بگذاريد و به سراغ درس ديگري برويد، زيرا پاسخ دادن به سئوال هاي درس ديگر، به شما احساس آرامش و اطمينان خاطر مي دهد و سپس مي توانيد با آمادگي بيش تري بار ديگر سراغ سئوالهاي درسي که مطالب آن براي مدتي از صفحه ذهنتان پاک شده بود برويد. به حرف هاي عجيب و غريب اين و آن گوش نکنيد و مطمئن باشيد که گزينه هاي صحيح از يک نمودار يا نم خاصي پيروي نمي کنند. پس فقط با اتکا به دانش و اطلاعات خود و اطمينان از درست بودن يک گزينه، گزينه مورد نظر را در برگه پاسخ نامه علامت بزنيد و از تکرار يک گزينه خاص يا به تناوب زدن گزينه ها خودداري کنيد.

چند نکته ظريف در باره پاسخ دادن به تست هاي برخي از دروس آزمون ادبيات
در سئوال هاي درک مطلب، بسياري از اوقات، گزينه هاي موجود، شعرهايي خارج از کتاب درسي است. در اين گونه موارد، درست خواندن شعر، بسيار مهم است تا بتوان مفهوم اصلي هر شعر را دريافت. اين گونه سئوال ها، سئوال هاي نسبتا وقت گير محسوب مي شوند. پس اگر معني شعرها را درک نمي کنيد يا در خواندن آن ها مشکل داريد، وقت زيادي را صرف اين تست ها نکنيد. در سئوال هايي که تعداد تکواژ يک يا چند عبارت را بايد تعيين کرد، حتما يک بار عبارت را براي خود بخوانيد و در صورت داشتن نقش نماي اضافه يا تکواژ صفر، آن ها را در عبارت نشان دهيد تا هنگام شمردن تعداد تکواژ، موارد ياد شده را فراموش نکنيد. گذاشتن نقش نماي اضافه در هنگام شمارش واژه نيز ضروري است. به نکته هاي کليدي سئوال هاي ادبيات دقت کنيد. براي مثال به منفي يا مثبت بودن فعل سئوال، توجه داشته باشيد، مثلا در يک سئوال آمده است: کدام عبارت به ويرايش نياز دارد؟ و در سئوال ديگر از داوطلب پرسيده مي شود: کدام عبارت به ويرايش نياز ندارد؟ بي شک پاسخ به اين دو سئوال متفاوت است. همچنين برخي از حروف اضافه يا قيدها در مفهوم سئوال نقش مهمي دارند.
براي مثال اگر در سال: در بيت: از خود آرايان نمي بايد بصيرت چشم داشت /عيب پيش پا نيايد در نظر طاووس را همه آرايه هاي ادبي به جز... ... . وجود دارد. به قيد به جز توجه نکنيم، نمي توان پاسخ صحيح را دريافت.

آزمون عربي
در حيطه قواعد، صرف دانستن فرمون کار ساز نيست و فهم معناي جمله، راه گشاي حل پرسش است. داوطلباني که در ترجمه و فهم متن خوب کار کرده اند و در حيطه قواعد نيز در حد معمول تلاش نموده اند، در آزمون سراسري موفق به کسب امتيازات خوبي شده اند. حتي برخي از داوطلبان که در حيطه قواعد دچار ضعف بوده اند، به دليل قوي بودن در حيطه ترجمه و فهم متن، توانسته اند گزينه هاي درست را در بخش قواعد بيابند. در بخش درک مطلب، قبل از مطالعه متن، يک بار سئوال هاي اين بخش را بخوانيد و به محدوده و موضوع سئوال ها دقت کنيد. بر حسب تجربه مي توان ادعا کرد که مطالعه سئوال ها قبل از مطالعه متن، داوطلب را در فضاي کلي متن قرار مي دهد. پس از مرور سئوال هاي درک مطلب، متن را با دقت بخوانيد و هر جا که احساس مي کنيد حاوي نکته مهمي است، زير آن را خط بکشيد. البته با توجه به مطالعه پرسش ها در اين مرحله، با سرعت بيش تري پي مي بريد که کدام قسمت هاي متن مورد سئوال قرار گرفته است. توجه داشته باشيد که کلمات سئوال شايد دقيقا مانند کلمات متن نباشد. اين به دليل آن است که داوطلبان سعي کنند مفهوم را بفهمند و فقط به روش هاي کليشه اي به دنبال پاسخ نگردند.

آزمون رياضي
گاهي وقت ها کشيدن يک شکل ساده به جاي چند دقيقه فکر کردن نتيجه مي دهد. در مواقع مورد نياز از رسم شکل غفلت نکنيد. در ضمن خيلي به ذهنتان اعتماد نکنيد و از قلم و کاغذ استفاده کنيد تا همه چيز جلوي چشمتان باشد.

*تفکر مثبت

سلام ذهن آدمي کارگاه توليد فکر است که از منبعي به نام" ضمير ناخودآگاه" سرچشمه مي گيرد. ضمير ناخودآگاه نمي تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخيص دهد ولي چنان قدرتي دارد که اگر از آن غافل شويم مي تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جايي که دوست دارد ببرد. در حقيقت نوع و کيفيت افکار و انديشه آدمي سازنده نوع و کيفيت زندگي انسان بسازد. همچنانکه انديشه ي منفي و يأس آور مي تواند جهنمي در زندگي او خلق کند. انسانها همان خواهند شد که در انديشه آنند، بنابراين آينده هر کس در گرو چگونگي نگرش او به زندگي است.
موفق ترين انسانها کساني هستند که توانسته اند در ذهن خود انديشه هاي مثبت داشته باشند: آنان که مي پندارند «قادر نيستند» در واقع مثبت نگري را کنار گذاشته و در جنبه هاي منفي وقايع تمرکز کرده اند.
خانواده کانون يادگيري چگونه انديشيدن و چگونه زيستن است. در خانواده مثبت انديش اعضاي خانواده خود را قادر و توانا مي دانند و نگاهشان به ديگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنين خانواده هايي قادر خواهند بود هر ناممکني را به ممکن تبديل کنند و توفيق و کامکاري را نصيب خود نمايند. ضمن آشنايي با راهکارهاي تفکر مثبت بياييم با زيبا، مثبت ، خلاق ، هدفمند و اميدوارانه انديشيدن، موفقيت و شادکامي را به زندگيمان دعوت کنيم.
شاد و پرانرژي باشيد

تعريف تفکر مثبت :
شيوه اي از فکر کردن است که فرد را قادر مي سازد نسبت به رفتارها، نگرش ها، احساس ها، علائق و استعدادهاي خود و ديگران برداشت و تلقي مناسبي داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردي بهترين و عاقلانه ترين تصميم را بگيرد.

افکار مثبت و منفي :
افکار مثبت، افکاري سازنده، انگيزه دهنده و انرژي بخش هستند که بر اثر تلقين، تکرار و تمرين به ذهن راه مي يابند و باعث مي شوند ذهن و فکر مثبت شود. در اينصورت کنترل فکر در اختيار ماست، در حالي که افکار منفي ، افکاري بازدارنده و مخرب هستند و وقتي به ذهن راه يابند، تعميم يافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال مي کنند. در اين حالت ما در اختيار تفکرات منفي خود قرار داريم.

ويژگي هاي افراد مثبت نگر: با وجود تفکر درباره ي گذشته و آينده، در زمان حال زندگي مي کنند و از آنچه دارند راضي و خشنود هستند.

از نظر درست و منطقي ديگران استقبال مي کنند و براي رد کردن نظارت نادرست حتماً دليل منطقي دارند.

در گفتارهاي خود از کلمات و عبارات مثبت و اميد بخش استفاده مي کنند. هميشه سعي مي کنند با تلاش و کوشش به موفقيت برسند و اگر در کاري موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرايط بيروني جستجو مي کنند.

هميشه قبل از عمل يا صحبت کردن فکر مي کنند به همين دليل کمتر دچار خطا و اشتباه يا ضد و نقيض گويي مي شوند. چون داراي ذهن مثبت هستند، مي توانند افکار خود را کنترل کنند. اگر از آنها خواسته شود درباره موضوعي اظهار نظر کنند، با وجود تفکر در جنبه هاي منفي، موارد مثبت آن را بيان مي کنند و موضوع را به فال نيک مي گيرند. به عبارت ديگر «نيمه پر ليوان را مي بينند».

مشکلات را ناچيز شمرده و براي حل آنها از توانايي خود راهنمايي ديگران استفاده مي کنند.

اغلب اوقات بشاش، سرزنده ، پرانرژي ، توانا و خوش مشرب هستند.

همه چيز در نظر آنها زيبا و لذت بخش بوده و سعي مي کنند از مواهب زندگي بيشترين استفاده را ببرند.

در ارتباط هاي اجتماعي خود با ديگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببينند) و سعي مي کنند در حد توان به ديگران خدمت و کمک کنند.
ويژگي هاي افراد منفي نگر:
هميشه از وضعيت موجود در گذشته خود شکايت دارند و نسبت به آينده بدبين هستند. غالباً با نظرات ديگران بدون دليل منطقي مخالفت مي کنند.

در گفتارهاي خود از کلمات و عبارات منفي به کرات استفاده مي کنند.

در برخورد با کوچکترين مانعي از تلاش دست مي کشند و ديگران يا شرايط را عامل شکست و بدبختي خود مي دانند.

تمرکز فکر ندارند و ضد ونقيض صحبت مي کنند و رفتارهايشان خطا و اشتباه زياد است، به عبارت ديگر «اول عمل مي کنند بعد فکر!»

چون منفي نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

اگر از آنها خواسته شود درباره موضوعي نظر بدهند فقط به جنبه هاي منفي آن توجه کرده و همان را بيان مي کنند . به قول معروف «نيمه خالي ليوان را مي بينند!»

از کاه کوه مي سازند و ازدرگير شدن با مشکلات گريزانند.

غالباً افسرده، کج خلق، بد خواب، کم اشتها، عصبي و ناتوان هستند.

همه چيز در نظر آنها غم انگيز و نااميد کننده است و از آنچه دارند، هيچ لذتي نمي برند.

در ارتباط هاي اجتماعي خود به همه کس و همه چيز شک و سوء ظن دارند و فکر مي کنند که همه عليه آنها توطئه مي کنند.

راهکارهاي تقويت تفکر مثبت:
همانطور که گفته شد افکار از چنان قدرتي برخوردارند که مي توانند سازنده يا ويرانگر باشند، بنابراين بايد به خود و فرزندانمان بياموزيم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنيم تا در زندگي به موفقيتها و کاميابي هاي بزرگي دست يابيم.

نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب ، توانا و با ارزش بدانيم.

ليستي از صفات مثبت خود تهيه کنيم و راههاي تقويت آنها را بيابيم و تجربه کنيم.

ليستي از افکار منفي خود در طي روز تهيه و سعي کنيم براي هر فکر منفي يک فکر مثبت معادل بيابيم تا به کمک آن بتوانيم با افکار منفي مقابله کنيم.

سعي کنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنيم، مثلاً در ملاقات با ديگران بجاي استفاده از کلمه «خسته نباشيد» که داراي بار منفي و القاي حس خستگي است، بگوييم «خدا قوت» ، «شاد باشيد» و يا «پر انرژي باشيد»

افکار خود را متوجه خوبيها و جنبه هاي مثبت زندگي کنيم تا به مرور مثبت نگر شويم.

با خوش بيني سعي کنيم، دستوراتي به ذهن خود بدهيم که انديشه هاي جديد مثبت شکل گيرند.

هر روز صبح که از خواب برمي خيزيم با نگاه کردن به يک منظره يک تابلوي نقاشي زيبا و يا اسماء الله روز خود را با نشاط و خوش بيني آغاز کنيم.

از افراد منفي نگر يا موقعيتهايي که باعث ايجاد افکار ناخوشايند و منفي مي شوند دوري و يا سعي کنيم کمتر با آنها برخورد داشته باشيم.

به مشکلات به عنوان محکي براي ارزيابي توانايي هاي خود نگاه کنيم و هرگز نتيجه بدي را پيش بيني نکنيم، زيرا مشکلات فقط به اندازه اي مهم هستند که ما آنها را مهم مي پنداريم.

به لحظات و خاطرات زيبا و دوست داشتني گذشته خود فکر و سعي کنيم آنها را تکرار نماييم.

از ترديد و دودلي دوري کرده و کارها را با جديت دنبال کنيم.

به نداي منفي دروني خود و تلقين هاي مخرب و نگران کننده ي ديگران بي توجه باشيم و سعي کنيم عکس آنها را انجام دهيم.

به قدرت بي کران خداوند ايمان داشته باشيم و با خود تکرار کنيم که من لياقت بهترين ها را دارم و با لطف خداي بزرگ به آنها خواهم رسيد.

از ميان اهداف خود هدفي را انتخاب کنيم که اميد بيشتري به موفقيت آن داريم و در تلاش براي تحقق آن، به فکر تأييد يا تکذيب ديگران نباشيم.

در توصيف احوال و زندگي خود از کلمات مثبت استفاده کنيم.

در تعريف از افراد خانواده يا دوستان از کلمات مثبت و روحيه بخش استفاده کنيم (فلاني شخص بسيار شريف و بزرگواري است)

از چشم و هم چشمي و حسادت که باعث ايجاد افکار منفي مي شود دوري و سعي کنيم روش زندگي خود را خودمان انتخاب کنيم.

هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنيم و بدانيم که در سايه سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي رسيم.

قدر لحاظت زندگي را بدانيم و از آنها به خوبي استفاده کنيم، زيرا هرگز تکرار نخواهند شد.

براي تغيير اوضاع و شرايط نامساعد اقدام کنيم و مطمئن باشيم که مي توانيم آنها را از بين ببريم.
از خود انتظار بيش از حد نداشته باشيم و خود را همه فن حريف ندانيم، به عبارت ديگراز کمال گرايي مطلق که

باعث اضطراب و احساس عجز و ناتواني مي شود خودداري کنيم.

خود را از قيد و بندهاي آزار دهنده رها و ساده زندگي کنيم تا فکر و خيال آسوده اي داشته باشيم.

از انزوا و گوشه گيري که باعث ايجاد افکار منفي مي شود دوري و اوقات خود را در جمع خانواده، فاميل و دوستان سپري کنيم.

هر وقت احساس کرديم که افکار منفي سراغمان آمده است، وضعيت خود را تغيير دهيم و به کاري سرگرم شويم.

ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفي به سراغمان بيايد، تا خسته نشده ايم به رختخواب نرويم.

هرگز به هيچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنيم.

اعتماد به نفس خود را در هر شرايطي حفظ کنيم و هرگز به ديگران اجازه ندهيم که آن را متزلزل کنند. بايد متوجه باشيم که اعتماد به نفس کليد خلق تفکر مثبت است.

خنديدن را فراموش نکنيم. خنديدن باعث مي شود تا افکار ناراحت کننده و منفي جاي خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.

اجراي راهکارهاي تقويت تفکر مثبت هيچ هزينه اي ندارند و به سن و سال افراد نيز مربوط نمي شوند . فقط بايد اين شعار را فراموش نکنيم. :
«اگر افکارمان را کنترل کنيم، زندگي مان متحول مي شود»

بنابراين اجراي راهکارها را از همين حالا شروع کنيم و آن را به فردا موکول نکنيم، زيرا ممکن است فردا هرگز نيايد.

*چهارده نكته براي فعال نگه داشتن ذهن

در يك شغل مناسب سخت مشغول فعاليـت هـستـيـد. از همسري ايده آل برخوردار بوده و از زندگي اجتماعي خـود  لذت مي بريد. از خانواده و دوستانتان راضي هـسـتيـد. در كل زندگي وقف مراد شما ميگذرد.
اما احساس نميكنيد كه ذهنتان در حال افت و بي تحركي است؟

مغز عضوي از جسم شما بوده و همانند اندام ديگر نياز به اكسيژن و تحرك دارد. پروراندن ذهن باعث ميگردد از لحاظ جسماني و احساسي قوي تر  گرديد. قطعا دوست نداريد در ميانسالي  نـگـران از دسـت دادن حـافـظـه و  يـا مـبـتـلا شدن به آلزايمر و  يا بيماريهاي مشابه آن باشيد. بنابراين از هم   اكنون بايد براي حفظ و نگهداري قواي ذهني خود تلاش نماييد.

از طريق انجام منظم فعاليتهاي مثبت مـي تـوانيد حافظه خود را  افزايش داده، قدرت حل مسائل را در خود  بهبود  بخشيده و خلاقيتـتان را تـقويت كنيد. در اينجا  چندين  نكته  براي فعال نگاه داشتن ذهن    ارائه شده است.
"خواندن غذاي ذهن است ، همانطور كه ورزش غذاي جسم."


يادگيري مادام العمر

كتاب بخوانيد 
كتابهايي از قبيل رمانهاي قديمي، داستانهاي علمي تخـيـلي و راهـنماهاي اقتصادي را انتخاب نموده و با خواندن آنها ذهن خود را تقويت كنيد. پيـش از رفـتـن به تـعـطيـلات يك كتاب داستان جالب خريداري كنيد. گذشته از مزاياي و مـنفعتهاي فكري، مشغله گريزي ناشي از خواندن كتاب ميتواند بسيار آرام بخش باشد.
فوايد ذهني: كتـاب خـوانـي بـاعـث ورزيـدگـي مــهـارتــهـاي اداركـي شـده و مـجموعـه فرهنگ لغات را در حافظه شما افزايش خواهد داد. اين كار را به طـور مـرتب انجام دهيد. بعد از مدتي كوتاه بدليل كسب اطلاعات و بالا رفتن سـطـح معلومات خـود شـگـفت زده شده و تبديل به فردي خوش صحبت خواهيد شد.

در كلاسهاي آموزشي ثبت نام كنيد
چيزي جديد ياد بگيريد. در كلاسهاي آشپزي، هنري يا ورزشي ثبت نام كنيد.
فوايد ذهني: با ايـن عـمـل بـا مـفـاهـيـم، اطـلاعـات و ايـده هـاي نو آشنا شده و قدرت يادگيري در شما از طريق حفظ كردن آن مطالب افزايش خواهد يافت.

يك زبان خارجي بياموزيد
در كلاسهاي زبان شركت كرده، به نوارهاي آموزشي گوش داده و با فردي كه مي توانيد با او بزباني ديگر گفتگوكنيد، ارتباط برقرارنماييد.بجاي برنامه هاي تلويزيوني هميشگي، فيلمهاي زبان اصلي زير نويس دار را تماشا كنيد.
فوايد ذهني: آموختن يك زبان خارجي فكر شما را انعطاف پذير نگاه داشته و باعث تـيز هوشي خواهد گرديد و بنابراين از كند شدن روند تفكر ناشي از افزايش سن جـلوگيـري مينمايد.همچنين در سفرهاي بعدي به كشورهاي خارجي از مشكلات كمتري برخوردار خواهيد بود. ذهن خود را ورزيده كنيد

بدويد
كفش ورزشي خود را پوشيده و حركت كنيد. دويدن باعث شكل گيري جسم و ذهنـتـان ميگردد.
فوايد ذهني: دويدن بـاعث بالا رفـتـن سـطح اكـسيژن در مـغز و در ساير بخشهاي بدن مي شود. در عوض بدن شـما انـدورفـين بيشتري آزاد كرده كه باعث نيرومندي و لذت در حين سلامتي خواهد شد.

گلف بازي كنيد
چند ساعت از مشغله هاي روزانه خود را آزاد كرده و براي چند ساعت بازي به فضاي باز برويد. گلف يك بازي ايده آل براي به آرامش رسيدن و تقويت فكر محسوب ميگردد.
فوايد ذهني: گلف بازان از طـريق تـصمـيم سازيها و تعيين استـراتژي ها در حين بـازي اقدام به برانگيختگي ذهن خود مينـمـايند. از آنجاييكه اين ورزش با كنترل حركات تكراري در ارتباط است، باعث القاي تدريجي قواي جسمي-فكري ميگردد.

به يوگا بپردازيد
ممكن است تعجـب كـنيد كه چقدر يوگا مي تواند مؤثر باشد. علاوه بر مزاياي جسماني و تمرينات بدني، يوگا ميتواند اثرات آرام بخش بسياري را بهمراه داشته باشد.
فوايد ذهني: يوگا باعـث مي گردد تا كـليـه عـضـلات و فرايـنـهاي تنفسي خود را كنترل نماييد.با كنار گذاشتن نگرانيها و تنشها فرصتي مناسب براي رها نمودن فكر از استرس پيدا خواهيد كرد.

بيليارد بازي كنيد بازي بيـلـيـارد نـيـز براي تقويت فكر مفيد است. ورزشكاران اين رشته با تمركز نمودن به روش ضـربات و تـفـكر عـمـيـق بـراي نـحـوه حـركات بـعـدي بـه بـالابردن قابليتهاي اداركي مي پردازند.
فوايد ذهني: برنامه ريزيهاي استراتژيك باعث افزايش وضوح عقلاني مي شـوند. تمركز كردن روي مسائل بيدرنگ و آني به هوشيار نگاه داشتن ذهن كمك مي نمايد. به علاوه اين ورزش مستلزم اين است كه بازيكن بر حسب قوانين فيزيك تعقل كند،چيزيكه اغلب ما به ندرت در زندگي روزمره خود انجام مي دهيم.
هميشه فكر كنيد

بازي كنيد
از دوستان خود براي شركت در بازيهاي فكري مانـند شـطرنـج دعـوت نـماييد. بـه غيـر از جوانب اجتماعي، اين قبيل بازها ذهن شما را فعال نگاه مي داند.
فوايد ذهني: از حافظه خود استفاده نموده و قدرت بخاط آوردن را افزايش خواهيـد داد. همچنين مهارتهاي رياضي و منطق خود را آزمايش خواهيد كرد.

در يك خبرنامه مشترك شويد
دريافت اطلاعات جديد در هر روز اطلاعات مـغـز شـما را افـزايـش خواهد داد. يك خبرنامه مي تواند در مورد وقايع تاريخي، جملات مشهور و يا اخبار اجتماعي باشد.
فوايد ذهني: برانگيختگي ذهني باعث افزايش مهارتـهاي اداركـي مي گـردد. به عـلاوه جمع آوري اطلاعات عمومي باعث دنيا ديدگي و هوشمندي بيشتر خواهد شد.
خلاقيت داشته باشيد

بازيهاي فكري كامپيوتري انجام دهيد
بازي هاي كامپيوتري مي توانند براي سلامتي بسيار مفيد باشند.گيم هايي را انتخاب كنيد كه استراتژيك و فكري و مستلزم حل مسائل باشند.
فوايد ذهني: گـيم هـايي كـه بـا حـل مـسئله و نقش گزاري سر و كار دارند به شما در تمرين برنامه ريزي هاي استراتژيك كمك مي كند.

ماكت بسازيد
ساختن مدلهاي اتومبيل و هواپيما را با اسباب بازي در دوران كودكي  بياد داريد؟ آنها را بازسازي كرده و يك مدل كوچك بوجود آوريد.
فوايد ذهني: دنبـال كـردن هـمه آن دستـورالعملهاي نوشته شده، قدرت تمركز شما را افزايـش مـي دهد. تـمركز نمودن روي كارهاي دست ساز مي تواند بسيار آرامش بخش باشد.

يك ساز موسيقي ياد بگيريد
آموختن يك ساز ميـتواند بـاعث برانگيختن قواي ذهني شما گردد. در كلاسهاي سنتور، گيتار، پيانو و يا آنچه كه به آن علاقه داريد ثبت نام كنيد.
فوايد ذهني: مطالعه علم موسيقي تحريك عقلاني را سبب ميشود. نواختن يك ساز نياز به قدرت يادآوري و  تمركز جهت حفظ تن و سرعت موسيقي دارد.

جدول حل كنيد
روزنامه يا كتاب جدولي تهيه نموده و در اوقات بيكاري اقدام به حل جدول نماييد.
فوايد ذهني:اين عمل باعث بهبود مهارتهاي اداركي،تفكر خلاق و توانايي هاي واژه اي در شما خواهد شد.

در مناظرات شركت كنيد يك مباحثه با نشاط مي تواند نيرو بخش و مفرح باشد. تا زماني كه از موضوع اصلي يك بحث منحرف نشده باشيد، مي توانيد از گفتگو و بيان نكات مثبـت و مـنـفي يك مسئله با دوستان، بسيار لذت ببريد.
فوايد ذهني: مهارتهاي خود در تفكر سريع، قوه استدلال و خـلاقيت را پـرورش خواهيـد داد. طرح تئوريهاي متقاعد كننده بشما در روابط اجتماعي و شغلي كمك خواهد نمود.

اگر فكر،جسم و روح خود را پرورش دهيـد، روزگـارتـان بسط يافته و چـشم انـدازي جـديد بدست خواهيد آورد كه شما را قادر به انجام كارهاي بسيار بزرگتر خواهد كرد.
ذهن خود را تقويت كنيد

استعداهاي فـكري خـود را از طـريـق بكار بردن اعمال تحريك كننده ذهني بسيار، در اوج نگاه داريد. از مهارتهاي اداراكي اسـتـفـاده نموده، قواي يادآوري را آزمايش كرده و حافظه خود را بهبود بخـشيد. خـود را وادار بـه داشـتـن خـلاقـيت در تـفكر و تعقل نماييد. با فعال نگاه داشتن ذهن به منافع و فوايد بيشماري دست خواهيد يافت.

*تغذيه در دوران قبل از کنکور

يکي از موارد مهم تغذيه اي که مي تواند عملکرد مغز را براي درس خواندن بهتر نمايد، توجه به مصرف سه وعده غذايي اصلي صبحانه، ناهار و شام در روز است.

در اين مورد بايد توجه شود که يک صبحانه کامل مي تواند از بروز خستگي هاي فکري و سر دردهاي ناشي از آن در نزديک به ظهر جلوگيري نمايد. علاوه بر اين که مصرف شام سبک و مغذي هم مي تواند از گرسنگي هاي صبحگاهي جلوگيري نمايد

توجه به مصرف ميان وعده هاي غذايي در صبح و بعد از ظهر مي تواند عملکرد سلول هاي مغزي را براي درس خواندن افزايش دهد

توجه به دريافت مايعات کافي بسيار حياتي است که در اين مورد مصرف آبميوه مي تواند نقش بسيار حائز اهميتي داشته باشد

اين نکته مهم را به خاطر بسپاريد که هرگز خود را با کم غذا خوردن تنبيه نکنيد
سعي شود در زمان درس خواندن براي کنکور کمتر از تنقلات کم ارزش تغذيه اي مثل پفک، چيپس و ... کمتر استفاده شود، چون که اين ترکيبات ، مواد مغذي لازم را به سلول هاي مغزي نمي رسانند
در صورتي که مطالعه شما در طي روز زياد است سعي کنيد حداقل پنج گرم کره ( معادل يک قاشق که ماده مغذي براي بهبود ديد شما است ) در صبحانه خود بگنجانيد تا ويتامين بدن شما تامين گردد.

*10 نكته برای عملكرد بهتر دركنكور

1- با آمادگی كامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، پاك كن، تراش و ساعت را به همراه داشته باشید. با این كار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید كرد.
۲- با اطمینان خاطر و آرامش كامل در امتحان شركت كنید. مثبت اندیشی كنید. همواره این جملات را در ذهن خود تكرار كنید: «من برای امتحان كاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم». نگرانی را از خود دور كنید. هر گاه احساس نگرانی كردید، چند نفس عمیق بكشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نكنید. بهتر است بدانید كه نگرانی همچون یك بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.
۳ - آرام ولی هوشیار باشید. به پشتی نیمكت تكیه دهید و راحت باشید.
۴- در ابتدا نگاهی گذرا به سوالات بیندازید. حدودا ۱۰ درصد از وقت خود را برای این كار صرف كنید. كلمات كلیدی (در سوالات) را مشخص كنید و برای پاسخ دادن به سوالات زمانبندی كنید. در حالی كه سوالات را می خوانید، نكاتی كه به ذهنتان می رسد و می تواند مفید باشد را در كنار آنها یادداشت كنید.
۵- برای پاسخگویی به سوالات از یك برنامه منظم پیروی كنید. ابتدا به سوالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها كه نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید كه:
▪ مشكل تر هستند.
▪ جواب دادن به آنها وقت بیشتری می گیرد.

۱۰ نكته برای عملكرد بهتر دركنكور

▪ نمره كمتری دارند.
۶- در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت كنید.
▪ ابتدا پاسخ هایی را كه می دانید اشتباه است، كنار بگذارید.
▪ اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخ های باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.
▪ اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
▪ شك نكنید، معمولا اولین گزینه ای كه انتخاب می كنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر این كه واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.
۷- در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سوالات خوب فكر كنید.
▪ ابتدا نكات مهمی را كه راجع به سوالات به ذهنتان می رسد، در چرك نویس یادداشت كنید.
▪ این نكات را به ترتیب شماره گذاری كنید.
▪ سپس آنها را تنظیم كرده و پاكنویس كنید.
۸- در پاسخ به سوالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
▪ در جمله اول موضوع اصلی را بیان كنید.
▪ مقدمه ای برای آن بنویسید.
▪ سپس موضوع را با جزییات بیشتری شرح دهید.
▪ به سوال توجه كنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیرضروری و مثال های اضافی بپرهیزید.
۹- ده درصد از وقت امتحان را برای مرور مطالب كنار بگذارید.
▪ برای ترك كردن جلسه امتحان عجله نكنید.
▪ در انتها تمام سوالات را مرور كنید.
▪ مطمئن شوید كه به تمام سوالات پاسخ داده اید.
▪ پاسخ ها را یك بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای كلمات و... را تصحیح كنید.

۱۰- وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی كنید.
▪ به اشكالات خود توجه كرده و سعی كنید در آن زمینه بیشتر مطالعه كنید.
▪ برای امتحانات آخر سال، سوالات امتحانات كلاسی را دوره كنید تا اشتباهات گذشته را تكرار نكنید.
▪ بهترین روش یادگیری را كه برای شما موثر بوده، انتخاب كنید.
▪ روش هایی كه برای شما كارآیی لازم را نداشته، كنار بگذارید.
▪ سعی كنید بهترین روش را پیدا كرده و بر روی آن تمرین كنید تا به نتیجه مطلوب برسید. 

*منابع سؤالات دروس تخصصي و عمومي آزمون سراسري 1389 دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي كشور اعلام شد

كنكور سراسري سال 1389 دانشگاه‌ها طي روزهاي 6، 7 و 8 تير ماه سال آينده در سراسر كشور برگزار مي‌شود.

ثبت‌نام داوطلبان در كنكور سراسري از روز دانشجو 16 آذر آغاز مي‌شود و به مدت 10 روز ادامه دارد.

سؤالات كنكور 89 نيز مانند سال گذشته از كتب نظام سالي واحدي طراحي مي‌شود.

منابع دروس عمومي عبارتند از:

زبان و ادبيات فارسي: ادبيات فارسي (2) سال دوم 84 كليه رشته‌ها؛ ادبيات فارسي (2) سال سوم 85 كليه‌ رشته‌ها غير از علوم انساني؛ زبان و ادبيات فارسي 1 و 2 دوره پيش‌دانشگاهي 86 كليه رشته‌ها؛ ادبيات فارسي 3 (تخصصي انساني) سال سوم 85 مخصوص علوم انساني؛ زبان فارسي 3 (تخصصي انساني) سال سوم 85 مخصوص علوم انساني؛ زبان فارسي 3 (غير از علوم انساني) سال سوم 85 كليه رشته‌ها غير از علوم انساني

عربي: عربي 2 (غيراز علوم انساني) سال دوم 84 كليه رشته‌ها (غير از علوم انساني)؛ عربي 2 (علوم انساني) سال دوم 84 مخصوص علوم انساني؛ عربي 3 (غير از علوم انساني) سال سوم 85 كليه رشته‌ها (غير از علوم انساني)؛عربي 3 (علوم انساني) سال سوم 85 مخصوص علوم انساني.

فرهنگ و معارف اسلامي: قرآن و تعليمات ديني 2 (دين و زندگي) سال دوم 84 كليه رشته‌ها؛ قرآن و تعليمات ديني 3 (دين و زندگي) سال سوم 85 كليه رشته‌ها؛ معارف اسلامي(دين و زندگي) پيش دانشگاهي 86 كليه رشته‌ها.

زبان انگليسي: انگليسي 3 سال سوم 85 كليه رشته‌ها؛ انگليسي 1 و 2 سال پيش‌دانشگاهي 86 كليه رشته‌ها؛

منابع دروس تخصصي عبارتند از:

گروه علوم رياضي
رياضيات: هندسه يك سال دوم؛ آمار و مدلسازي سال دوم؛ هندسه 2 سال سوم؛ رياضيات 2 سال دوم؛ حسابان سال سوم؛ جبر و احتمال سال سوم؛ هندسه تحليلي و جبر خطي دوره پيش‌دانشگاهي؛ حساب ديفرانسيل يك و 2 دوره پيش‌دانشگاهي؛ رياضيات گسسته دوره پيش‌دانشگاهي.

فيزيك: فيزيك يك و آزمايشگاه سال اول؛ فيزيك 2 و آزمايشگاه سال دوم؛ فيزيك 3 و آزمايشگاه (ويژه رياضي) سال سوم؛ فيزيك 1 و 2 (ويژه رياضي) دوره پيش‌دانشگاهي.

شيمي: شيمي 2 و آزمايشگاه سال دوم؛ شيمي 3 و آزمايشگاه سال سوم؛ شيمي يك و 2 دوره پيش‌دانشگاهي.

گروه علوم تجربي
زمين‌شناسي: زمين‌شناسي سال سوم؛ علوم زمين دوره پيش‌دانشگاهي.

رياضيات: هندسه يك سال دوم؛ رياضيات 2 سال دوم؛ آمار و مدلسازي سال سوم؛ رياضيات 3 (ويژه علوم تجربي) سال سوم؛ رياضي عمومي يك و 2 دوره پيش‌دانشگاهي.

زيست‌شناسي: زيست‌شناسي و آزمايشگاه يك سال دوم؛ زيست‌شناسي و آزمايشگاه 2 سال سوم؛ زيست‌شناسي دوره پيش‌دانشگاهي.

فيزيك: فيزيك يك و آزمايشگاه سال اول؛ فيزيك 2 و آزمايشگاه سال دوم؛ فيزيك 3 و آزمايشگاه (علوم تجربي) سال سوم؛فيزيك 1 و 2 (علوم تجربي) دوره پيش‌دانشگاهي.

شيمي: شيمي 2 و آزمايشگاه سال دوم؛ شيمي 3 و آزمايشگاه سال سوم؛ شيمي يك و 2 دوره پيش‌دانشگاهي.

گروه علوم انساني
رياضيات: رياضيات يك سال اول؛ آمار و مدلسازي سال دوم؛ رياضي ويژه علوم انساني- علوم و معارف اسلامي سال سوم؛رياضي پايه دوره پيش‌دانشگاهي.

اقتصاد: اقتصاد سال دوم.

زبان و ادبيات فارسي: تاريخ ادبيات ايران و جهان يك سال دوم؛ تاريخ ادبيات ايران و جهان 2 سال سوم؛ آرايه‌هاي ادبي سال سوم؛ادبيات فارسي يك دوره پيش‌دانشگاهي؛ ادبيات فارسي 2 دوره پيش‌دانشگاهي.

زبان عربي: عربي 2 (ويژه علوم انساني) سال دوم؛ عربي 3 (ويژه علوم انساني) سال سوم؛ عربي يك و 2 دوره پيش‌دانشگاهي.

تاريخ: تاريخ ايران و جهان يك سال دوم؛تاريخ ايران و جهان 2 سال سوم؛ تاريخ‌شناسي دوره پيش‌دانشگاهي.

جغرافيا: جغرافياي يك سال دوم؛ جغرافياي 2 سال سوم؛ جغرافيا دوره پيش‌دانشگاهي.

علوم اجتماعي: جامعه‌شناسي يك سال دوم؛ جامعه‌شناسي 2 سال سوم؛ علوم اجتماعي (جامعه‌شناسي نظام جهاني) دوره پيش‌دانشگاهي.

فلسفه: فلسفه سال سوم؛ فلسفه (آشنايي با فلسفه اسلامي ) دوره پيش‌دانشگاهي.

منطق: منطق سال سوم.

روانشناسي: روانشناسي سال سوم.

شايان ذكر است، منابع كنكور 87 در حالي اعلام مي‌شود كه نحوه برگزاري و تغييرات احتمالي آن در كميسيون در دست بررسي است و بنا بر اعلام رئيس كميسيون تا پايان مهر اعلام مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/01ساعت 5:3 PM  توسط سامان  | 

اتومبیل های 2010

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 6:42 PM  توسط سامان  | 

جملات خواندنی

جملات زیبا

×دخترک هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي هميشه...

×وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.

×هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه... ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکستتش نبره.

×دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم.

×عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.

×آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم.

×زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.

×نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم.

×زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو.

×براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه.

×زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است.

×بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا.

×بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده مي‌شوند و نقش و نگارشان محو مي‌شود، آزادي هم يكي از اين كلمات است.

×مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید . )ویلیام بولریتس(

×اينگونه زندگي کنيم: ساده اما زيبا، مصمم امابي خيال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدي، سبز اما بي ريا، عاشق اما عاقل.

×دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم گل چيدن گرفتند و محاكمه كردند هيچ كس با خود فكر نكرد كه شايد من گلي كاشته باشم

×عشق مثل اب می مونه می تونی توی دستات قایمش کنی اما آخرش دستاتو باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره چکه می کنه و بدون اینکه فهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست.

×وقتي که گفتي تا اخر دنيا باهات مي مونم اون موقع بود که فهميدم چرا مي گن دنيا دو روزه؟

×زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند.

×عشق یعنی یه نفر دیگه هم آرزوهات رو بدونه.

×عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد.

×گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت: چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.

×از شمع 3 چيز آموختم: ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم.

×بهترين ثروتها ترك آرزو است. (امام علي)

×زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد.

×هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با
صداي بي صدايي فرياد مي زند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

×فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .

×امواج را نمي توانيد متوقف کنيد اما موج سواري را ميتوانيد ياد بگيريد

×باران نمي شوم که نگويي : با چه منتي خود را به شيشه مي کوبد تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم
ابر مي شوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و مرا در آسمان نگاه کني

×دستت را بزار رو قلبت اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك مي كنه . جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات
شمارش معكوس را شروع كرده!!

×وقتي خواسته و آرزويي نباشد هيچ راهي وجود ندارد.
جرج برنارد شاو

×جايي که ازدواج بدون عشق باشد حتماً عشق بدون ازدواج نيز خواهد بود.

×با همه مؤدب، با بيشتر کسان اجتماعي، با تعداد کمي صميمي، با يک نفر دوست باش و با هيچ کس دشمن نباش.
بنجامين فرانکلين

×خوشبختي مثل يك توپ است وقتي در حركت است به دنبالش مي دويم و وقتي ايستاده است به آن لگد مي‌ زنيم

×معتقدم که سرنوشت انسانها را فقط محبت معلوم می کند وبس.
شکسپیر

×هرکسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.
گوته

×شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.
زرتشت

×از مخالفت ها نترسید بادبادک فقط وقتی می تواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود
چرچیل

×تنها کسی مرتکب اشتباه نمی شود که عمل نمی کند، مرد عمل باشید.
ناپلئون

×بكوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری .
آندره ژيد

×كسی می تواند در پای عشق بميرد كه پيش از آن زندگی در پيش چشم های وی مرده باشد .
شاندل

×بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده مي‌شوند و نقش و نگارشان محو مي‌شود، آزادي هم يكي از اين كلمات است.

×سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگي را گريه كردم
نبودي در فراغ شانه هايت
به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

×وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره، وقتي نا اميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

×در مکتب ما رسم فراموشي نيست در مسلک ما عشق هم آغوشي نيست مهر تو اگر به هستي ماافتد هرگز به سرش خيال خاموشي نيست

×زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

×انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

×روزگار آموخت به هر چه دل مي بندي بايد همسنگش، توان دل کندن را نيز داشته باشي

×تلقين و تكرار جملات نااميد كننده اي چون" من به حد كافي خوشبختم و نيازي به خطر كردن و دردسر ندارم"، ما را از ترقي و تعالي باز مي دارد و اجازه نمي دهد لياقت خود را در زندگي به اثبات برسانيم.

×صادق باشيد, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنيد. روابطي که اين اصل را ندارند بي شک قطع خواهند شد.

×هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند

×من خردمندترين مردمانم زيرا يک چيز مي دانم و آن اين است که هيچ چيز نمي دانم . سقراط

×ببخش نه به اين خاطرآنکه آنها لياقت بخشش تو را دارند بلکه به اين خاطر توکه لياقت داري آرامش داشته باشي

×نزديکه عيده تو خونه تکونيه دلت يه وقت ما رو بيرون نندازي

×هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت ندارد

×يادت نره هميشه تاريکترين ساعت شب... نزديک ترين زمان به طلوع خورشيد است

×عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.

×وقتي دلم برات تنگ مي شه مي رم پشت ابرا زار زار گريه مي کنم پس يادت باشه هر وقت بارونو ديدي بدون که دلم برات تنگ شده.

×سر کلاس رياضي بود که استاد اومدو دو خط موازي کشيد خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد و عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد و تو دلش عاشقش شد، در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند.

×وقتي با يک انگشت به طرفه کسي اشاره ميکني و اون رو مسخره مي کني، اگر خوب نگاه کني مي بيني سه ‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته.

×وقتي به آسمون نگاه مي کني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن.

×هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي.

×زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

×زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد ‏ (تولستوي)

×خوشبختي داشتن دوست داشتنيها نيست! دوست داشتن داشتنيهاست!

×اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي... رنگين کمان

×فرشته‌اي از آسمون اومد و گفت:
كدوم رو مي‌خواي؟
۱۰۰۰۰۰۰دلار يا يك دوست خوب؟
من گفتم ۱۰۰۰۰۰۰دلار!
چون تورو داشتم

×يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

×ازش پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم: خيلي نامردي چون جوهر خودكارت يه روز تموم مي شه لبخند زد و گفت: خودكار من اصلا جوهر نداره.

×روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو/ روزي که دلت به ديگري مايل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو.

×خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است، تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟

×هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم.

×جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش

×اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم
چقدر عجیبه که :
- تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره
- تا فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده
- تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه
- تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

×من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم.

×اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي.

×لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ.

×آغاز کسي باش که پايان تو باشد.

×هرگز اشتباه نكن....اگر اشتباه كردي تكرار نكن.....اگر تكرار كردي اعتراف نكن......اگر اعتراف كردي التماس نكن..... اگر التماس كردي ديگر زندگي نكن.

×کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سرد عشق را بی اختیار پیمود و قربانی نداشت.

×مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.

×کاش مي دانستي انتظار ديدنت چه مجازاتي است ... شايد ديگر چشم براهم نمي گذاشتي.

×لازمه ی خوشبختی جذب کردن چيزهای تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هيچ دردی نمی خورند.

×آنگاه که با دستانت واژه ي عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم، اما به دستانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم.

×افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

نمي نويسم... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام.

×عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست او

×مهرباني را وقتي ديدم که کودکي مي خواست آب شور دريا را با آبنبات کوچکش شيرين کند.

×ازدواج همچون شهر محاصره شده است.
آنهايي كه وارد شدن تلاش مي كنند كه از آن خارج بشوند.
و آنهايي كه وارد نشدند تلاش مي كنند كه به آن وارد شوند.


×تو دنياي بچگي هر کي زودتر بگه دوست دارم برنده ست. ولي توي دنياي واقعي هر کي زودتر بگه دوست دارم بازنده ست.

×واسه شکوندن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي ولي براي اينکه از دلش در بياري... شايد هيچ وقت فرصت نباشه.

×فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد.

×وقتي انسان ببري را بکشد اسمش را ورزش و مردانگي مي گذارند ولي وقتي ببري انساني را دريد اسم اينکار را توحش و آدمخواري مي نهند، اختلاف جنايت و عدالت هم در قاموس بشر از اين بيشتر نيست. بر نارد شاو

×به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت.

×پيش چشم کساني که پرواز را نمي فهمند، هر چه بيشتر لوج بگيري کوچکتر خواهي شد.

×مامان هميشه به او مي گفت بابا رفته به آسمان، مثل ستاره ها شده... وقتي كه رفت پارك بادبادكش را ميان آسمان رها كرد. عكس بابا را روي بادبادك كشيد و نامه اي هم برايش نوشت. بادبادك هر چه بالاتر مي رفت از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيد. وقتي كه بادبادك را پايين آورد از عكس و نامه خبري نبود. حالا توي پارك شب ها منتظره تا بابا جواب نامه اش را بدهد.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 6:19 PM  توسط سامان  | 

دانستنی ها

آیا می دانستید؟

 

آیا می دانستید که فیل بالغ در روز به طور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف می کند؟

آیا می دانستید که اگر زنی به کور رنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند؟

آیا می دانستید که کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند؟

آیا می دانستید که همه نوزادان میگو، نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند؟

آیا می دانستید که وزن کوه یخی با حجم متوسط، بیست میلیون تن است؟

آیا می دانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است؟

آیا می دانستید که یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است؟

آیا می دانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد؟

آیا می دانستید که دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می کند؟

آیا می دانستید که ما به طور متوسط روزانه پنج هزار کلمه صحبت می کنیم که هشتاد درصدش با خودمان هست؟

آیا می دانستید كه دوئل كردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی كه طرفین خون خود را بر گردن بگیرند؟

آیا می دانستید كه فیل‌ها تنها حیواناتی هستند كه نمی‌توانند بپرند؟

آیا می دانستید كه فوریه 1865 تنها زمانی بود كه ماه كامل نشد؟

آیا می دانستید كه كوتاهترین جمله كامل در زبان انگلیسی I am است؟

آیا می دانستید كه اگر عروسك باربی را زنده تصور كنید، سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتی‌متر خواهد بود با گردنی 2 برابر بل؟

آیا می دانستید كه در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌كندند حتی ابروها و مژه‌ها؟

آیا می دانستید كه كوبیدن سر به دیوار 150 كالری در ساعت مصرف می‌كند؟

آیا می دانستید كه پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند؟

آیا می دانستید كه گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یكصد صدا با حنجره خود تولید كنند در حالیكه سگ‌ها كمتر از 10 تا؟

آیا می دانستید كه تعداد چینی‌هایی كه انگلیسی بلدند، از تعداد آمریكایی‌هایی كه انگلیسی بلدند، بیشتر است؟

می دانستید كه اگر یك ماهی قرمز را در یك اتاق تاریك قرار دهید، كم كم رنگش سفید می‌شود؟

آیا می دانستید كه اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم كردن یك فنجان قهوه را تولید كرده‌اید؟

آیا می دانید هزارپا چند پا دارد؟ هزارپاها 60 پا دارند.

آیا می دانید شاخک پروانه برایش چه فایده ای دارد؟ شاخک پروانه گوش، زبان و بینی اوست.

آیا می دانید کدام حیوان نمایش بازی می کند؟ روباه حیوان حیله گری است. روباه وقتی خرگوش می بیند بالا و پایین می پرد، روی خاک می غلطد. مثل گربه ها قوز می کند. و ادا های عجیب در می آورد. و وقتی خرگوش حسابی سرگرم شد روی او می پرد و شکارش می کند.

آیا می دانستید بزرگترین مدرسه دنیا در شهر مونتسوری هندوستان با تعداد بیست و شش هزار و سیصد و دوازده دانش آموز می باشد؟

آیا می دانسیتد مورچه ها در روز فقط 3 ساعت می خوابند؟

آیا می دانستید خفاش ها 19 ساعت و شیر ها 17 ساعت در روز می خوابند؟

آیا می دانستید در زبان عربی، براى کلمه شمشیر، هشتصد و پنجاه واژه مختلف وجود دارد؟

آیا می دانستید که ملکه موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود می باشد؟

آیا می دانستید عسل تنها غذایی است که فاسد نمی شود؟
آیا می دانستید که طولانی ترین دوره بیهوشی در تارخ پزشکی مربوط به «الن اسپوریتو» یک دختر هفت ساله امریکایی است؟ او پس از عمل جراحی آپاندیس در سال 1942 میلادی به حالت اغماء رفت و پانزده سال بعد به هوش آمد.

آیا می دانستید بلند قدترین مرد جهان جان پل آونوو، دو متر و چهل و نه سانتیمتر قد دارد؟

آیا می دانستید پول از کاغذ درست نشده بلکه از کتان ساخته شده؟

آیا می دانستید روزانه بطور متوسط 12 نوزاد به پدر و مادر اشتباهی تحویل داده می شوند؟

آیا می دانستید شکلات بر روی سیستم عصبی سگ تاثیر مخربی می گذارد، بوسیله چند اونس شکلات براحتی می توان سگ متوسطی را از پای درآورد؟

آیا می دانستید اغلب، روژ خانمها از پولک ماهی درست شده اند؟

آیا می دانستید کرفس کالری منفی داره؟ یعنی مقدار انرژی لازم برای هضم شدن اون از مقدار انرژی ای که از اون بدست میاد کمتره!

آیا می‌دانستید زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد.

آیا می‌دانستید موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می­کنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.

آیا می‌دانستید جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم می­تواند ببیند.

آیا می‌دانستید گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه

آیا می‌دانستید روباهها همه چیز را خاکستری می­بینند.

آیا می‌دانستید اسبها در مقابل گاز اشک­آور مصون­اند.

آیا می‌دانستید زرافه ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین می­افتد.

آیا می‌دانستید 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می­گیرد.

آیا می‌دانستید رود دجله به خلیج فارس می­ریزد.

آیا می‌دانستید 85% گیاهان در اقیانوسها رشد می­کنند.

آیا می‌دانستید اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید.

آیا می‌دانستید یک سال نوری برابر است با 9.460.800.000.000 کیلومتر.

آیا می‌دانستید اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد.

آیا می‌دانستید قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است.

آیا می‌دانستید در شیلی منطقه ای صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است.

آیا می‌دانستید هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا می­­شود؟

آیا می‌دانستید وزن اسکلت انسان بالغ بر سیزده تا پانزده کیلوگرم است؟

آیا می‌دانستید خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است؟

آیا می‌دانستید زرافه می­تواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند؟

آیا می‌دانستید خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند؟

آیا می‌دانستید اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می­شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب می­رود؟

آیا می‌دانستید کبد تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد می­کند؟

آیا می‌دانستید میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید می­کند، برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است؟

آیا می‌دانستید هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچ گاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند؟

آیا می‌دانستید اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر و ماده از بین نروند، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر می­شود؟

آیا می‌دانستید رودی در کامبوج شش ماه سال از شمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد؟

آیا می‌دانستید سریع ترین عضله بدن انسان زبان است؟

آیا می‌دانستید شبکه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد که مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد؟

آیا می‌دانستید: بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد؟

آیا می‌دانستید در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است؟

آیا می‌دانستید طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است؟

آیا می‌دانستید هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ می­تواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمتر عبور کند؟

آیا می‌دانستید تنها موجودی که می­تواند به پشت بخوابد انسان است؟

آیا می‌دانستید چشم سالم انسان می­تواند ده میلیون رنگ مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد؟

آیا می‌دانستید تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور می­میرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار می­میرند؟

آیا می‌دانستید خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد؟

آیا می‌دانستید گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می­ماند؟

آیا می دانستید گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد؟

آیا می دانستید کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون (=3لیتر) سوختی که می سوزاند فقط یک و نیم متر حرکت می کند؟

آیا می دانستید که سالانه ۴ هزار نفر غیر سیگاری در اثر همنشینی با افراد سیگاری به سرطان ریه مبتلا شده و جان می سپرند؟

آیا می دانستید که در زیمبابوه از هر ۵ نفر یکی مبتلا به بیماری ایدز است؟

آیا می دانستید که هر ۱۳ دقیقه یک کتاب جدید در امریکا منتشر می شود؟

آیا می دانستید که حد متوسط مطالعه کتاب در بین ایرانیان ۳ دقیقه در سال است؟

آیا می دانستید که رشد تعداد ماشینها در جهان سه برابر رشد جمعیت انسانهاست.؟

آیا می دانستید که از جمعیت ۶ میلیاردی جهان 5/1 میلیارد نفر از آب آشامیدنی محرومند و 6/1 میلیارد نفر به برق دسترسی ندارند؟

آیا می دانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند؟

آیا می دانستید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن افراد در شب بیشتر از قهوه و کافین است؟

آیا می دانستید که ۵۵ درصد سوانح هوایی در زمان نشستن هواپیما و ۳۰ درصد در هنگام برخاستن هواپیما رخ می دهد؟

آیا می دانستید که در تایوان بشقاب های گندمی درست می شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقاب هایشان را هم می خورند؟

آیا می دانستید که گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و بزرگتر می شوند؟

آیا می دانستید که آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست است؟

آیا می دانستید که اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند؟

آیا می دانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده می کند؟

آیا می دانستید که به طور متوسط شما روزی ۵۰۰۰ کلمه صحبت می کنید که ۸۰% آن با خودتان است؟

آیا می دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است؟

آیا می دانستید ۳۵۰ هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد؟

آیا می دانستید نوشابه های زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند؟

آیا می دانستید شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید؟

آیا می دانستید تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی، یک میلیارد و در سگهای شکاری،۴ میلیارد عدد است؟
آیا می دانستید رشد کودک در بهار بیشتر است؟

آیا می دانستید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند؟

آیا می دانستید در تمام وجود شما بیش از یک مشت گچ (کلسیم) وجود دارد؟

آیا می دانستید هر تکه کاغذ را بیش از 9 بار نمی توان تا کرد

آیا می دانستید وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد

آیا می دانستید تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است؟

آیا می دانستید حلزون می تواند سه سال بخوابد؟

آیا می دانستید شن خیس از شن خشک سبکتر است؟

آیا می دانستید تا زمانی که غذا با بزاق مخلوط نشود، مزه اش احساس نمی گردد؟

آیا می دانستید گاونر کوررنگ است و فقط به حرکت شنلی که گاوباز در جلوی او تکان می دهد حساس است؟ دیگر فرقی نمی کند شنل چه رنگی باشد!

آیا می دانستید قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انشان است؟

آیا می دانستید فقط قورباغه های نر قورقور می کنند؟

آیا می دانستید لایه ی اوزون فقط به اندازه دو سکه ی روی هم ضخامت دارد؟

آیا می دانستید رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست؟

آیا می دانستید قرنیه ی چشم انسان خون ندارد؟

آیا می دانستید تشخیص تخم مرغ سالم از خراب با قرار دادن آن در کاسه ای پر از آب میسر است، بدین صورت که اگر تخم مرغ ته نشین شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است؟

آیا می دانستید هر انسان می‌تواند 1 دقیقه نفس خود را حبس کند و رکورد حبس نفس در جهان هشت و نیم دقیقه است؟

آیا می دانستید پنگوئن نر میتواند ماهی را در معده خود بیش از یک هفته بدون اینکه هضم اش کند نگه دارد و هر موقع لازم شد مقداری از آن را بالا می آورد و به بچه های خود می دهد؟

آیا می دانستید چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگاپیکسل است؟

آیا می دانستید اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود میتواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند؟

آیا می دانستید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است؟

آیا می دانستید ماه در هر سال به اندازه 8/3 سانتیمتر از زمین دور می شود؟

آیا می دانستید بـرای جلوگیـری از جـوانـه زدن سـیـب زمینی کافی است درون سبد آن یک سیب قرار دهید؟

آیا می دانستید یک انسان حداکثر می‌تواند با سرعت 35 کیلومتر در ساعت بدود؟

آیا می دانستید تا زمانی که که غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد، مزه اش احساس نمی گردد؟

آیا می دانستید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی شود؟

آیا می دانستید نوعی عنکبوت می‌تواند 300 برابر وزنش را بلند کند؟

آیا می دانستید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می افتند؟

آیا می دانستید سالانه 3,1 میلیون مترمکعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود؟

آیا می دانستید شما به طور متوسط 15000 بار در روز پلک می‌زنید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 8:12 PM  توسط سامان  | 

اس ام اس

اس ام اس های خنده دار

×مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

گفت: دنیا شده از مشکل پر، این هم روش


×نسخه جدید آموزش عبور از خیابان به کودکان:

اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه می کنیم

بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه می کنیم

بعد به سمت بالا نگاه می کنیم که محل سقوط هواپیماست

سپس با روحی آرام و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم

×زندگی مثل یک اقیانوسه، و اهداف ما هم همون جزیره ها هستند. برای رسیدن به جزیره ها باید پارو بزنیم... پارو بزنیم... پارو بزنیم...

چرا داری اس ام اس می خونی؟ پارو بزن دیگه!


×مثل گوسفندی که جلوی وانت سوار بشه شاد شدی؟!

فکر کردی SMS جدید اومده؟


× به حیف نون می گن وبا اومده

می گه چی چی آورده؟

×دویدم و دویدم، به قلکم رسیدم

زدم اونو شکستم، تا پول بیاد به دستم

هیچ چی نبود تو قلک، به جز یه سوسک کوچک

سوسکه بگم چی کار کرد؟ ترسید و زود فرار کرد

خونه ی اون خراب شد، دلم براش کباب شد

دویدم و دویدم، رفتم برای سوسکه، قلک نو خریدم!

×(روز پدر):میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،

اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.


×(روز پدر):حیف که خیلی نامردی، و گر نه روز مرد رو بهت تبریک می گفتم!


×بوش گفت: تبحر جا خالی دادن به لنگه كفش را مديون همسرم هستم


×سازمان هواشناسی اعلام کرد: اوه اوه اوه! چقد هوا سرد شده


×یه بار گفتم دوستت دارم ...

...

...

...

بعدش هزار بار گفتم غلط کردم!


×توانا بود هر که دانا بود، نیست دکتری که خطش خوانا بود            

 

×تنها چیزی که به عدالت بین مردم تقسیم شده عقله.

...

...

...

چون هیچ کس نمی گه عقل من کمه!

×_____ (/ (/

\____/(@@)

/-----\ _(¥ )

l l _ l l

^^ ^^

...

چیه؟ تعجب کردی عکستو دارم؟

 

×فرستنده: من

دلیلش: محبت

هدفم: خوشنودیت

نتیجه اش: 16 تومان ضرر!


×یک کلاغ با یه زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه


× گلی... گلی... گل رز... گل شب بو... گل یاس...

...

...

...

بنفشه می کاریم، کود می فروشیم...

گلیه... گل!


×جمعه یعنی یک غروب وعده دار،

وعده ترمیم قلب یاس زار،

جمعه یعنی مادر چشم انتظار،

درهوای دیدن روی نگار.

جمعه یعنی یه سماء دلواپسی،

می شود مولا به داد ما رسی؟


×اددا بابا دد

اي ي ي ي

قاقا

ا ا ا ا ا

...

...

...

ببخشید! گوشيم دست بچه بود!


×میمون چی توز بازنشسته شده، بهتره زودتر برای استخدام اقدام کنی
×تست کنکور تو شهر حیف نون اینا:

دو طفلان مسلم چند نفر بودند و اسم پدرشون چی بود؟


×o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-<

خیال نکن اینا از دوریت مردن. دارن خودشونو برنزه می کنن!


×زلیخا یوزارسیف رو زندانی کرد، حالا گیر داده به من! می گی چیکار کنم؟


×هیچ وقت چیزی رو خوب نمی فهمی، مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!

-آلبرت انیشتین


×شركت توليدات داروگر به علت فرار كردن قورقوری به شما نيازمند است!

 

×آماده باش!

فردا روز بزرگیه، روزی که منتظرش بودی.

چشم همه به تو است.

فردا شمرده می شی!


× زندگی کن ولی اسیر نشو

عاشق شو ولی دیوانه نشو

دوستت دارم ولی لوس نشو!


×همه دنیا رو نامردا گرفتن / وفا رو از شما مردا گرفتن

خبر اومد که مجنون را پریشب / به همراه سه تا لیلی گرفتن!


×صبح که از خواب پا میشی 2 کار انجام بده

1- خدا را شگر کن چون زنده ای

2- برو حموم چون بقیه هم می خوان زندگی کنن!

 

×از حیف نون می پرسن شراب زندگی چیه؟

می گه نمی دونم، من فقط دوغ می خورم!

 

×نمی دونم با این که خیلی چرند بودی چرا دوست داشتم هر دفعه ببینمت...

انگار بهت عادت کرده بودم...

حالا که همه چی تموم شده، منتظرم ببینم باز هم ماجراهات ادامه داره یا نه؟

...

...

...(خداحافط افسانه جومونگ)

× زندگی زیباست، بدون تو زیباتر هم می شه!

×...اگه همسفر عشق شدی

قربونت كرایه مارو هم حساب كن!

 

× فردا روز جهانی هوای پاکه. وجدانا یه فردا رو نگ...ز!

این اس ام اس رو به 5 گو...ی دیگه هم بفرست تا در جنبش ما سهیم باشی!

به خاطر بی ادبی این اس ام اس عذر می خوام!

 

× شنیدم آدم شدی، ناراحت شدم!

تحقیق كردم دیدم شایعه است

...

...

...

هنوز فرشته ای!

 

×ای کاش باران بودم، تا غبار رویت می شستم

...

...

...

خودت که سال به سال صورتت رو نمی شوری!

 

×سیب، هلو، موز، آناناس، انجیر، پرتقال...

این همه میوه... تو چرا شبیه شلغم شدی؟

 

×اگر دلت گرفته بیا پایین

...

...

اگر فکر می کنی هیچ کس دوستت نداره بیا پایین

...

...

اگر خیلی تنهایی بیا پایین

...

...

اااااااا، یعنی اینقدر بدبختی؟!

 

×سلام عزیزم، خوبی؟ اگه دلت برام تنگ شده ساعت 9 بیا تا با خودم ببرمت.

آخه تازگی ها تو شهرداری استخدام شدم!

× ---

به دلیل قطع شدن سیستم پیامک مخابرات، فعلا این بخش به روز رسانی نخواهد شد.


×جمله عاشقانه همدانی:

با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم!

 

×بار اول که نگاهم کردی، فکر کردم عاشقی

بار دوم که نگاهم کردی، فکر کردم دیوانه ای

بار سوم که نگاهم کردی، فکر کردم دوستم داری

اما بعد فهمیدم آدم ندیدی!


×ای رفیق با وفا! هر روز دعایت می کنم

گر ندارم زانتیا، خاور فدایت می کنم!


×استخوان

استخوان

استخوان

...

...

...

خواستم ببینم برای 3 تا استخوان چه طورى به طرف گوشیت می پرى؟!

 

×رفتم گلستان که با عشق برات يه دامن گل بچينم، ديدم شلوار پامه!               

×تو را به اندازه وزن یک دایناسور دوست می دارم!

...

...

اما عجله نکن! چون به اندازه 64 میلیون سالی که منقرض شده اسکولت کردم!


×از دست زمانه تیر باید بخوری

دائم غم ناگزیر باید بخوری

گفتم به تو عاشقی مکن، کار تو نیست

بچه! تو هنوز شیر باید بخوری! 


×آسمان گفت كه من آبي ام / عشق مي ورزم كه استقلالي ام 


×شب كه دیدم آسمان آبی پر ستاره

تازه فهمیدم استقلال چقدر سوراخ سوراخه

×از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا مي ترسم ازش تو رو بخوام، يه گله گوسفند بده!

 

×(روز مادر): هزار دستگاه 206، 100 دستگاه آپارتمان، اسکناس به ارتفاع برج میلاد، و میلیارها ریال جوایز نقدی...

فدای یک تار موی تو مادر!

 

عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر ساختند. (ویلیام شکسپیر)


×(دیروزِ روز مادر):

 

خدایا گشته ام از زندگی سیر / که نرخ کادوی زن شد نفس گیر!

چرا در روز زن پول و زر و سیم / ولی روز پدر شورت و عرق گیر؟!

 

روز زن، بر هر زن، خواهر زن، مادر زن، آمپول زن، پنبه زن، بیل زن، جِر زن و زیر آب زن مبارک!


×می دونی شکست عشقی یعنی چی؟

یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!

 

×استقلالی ها هم کم نیاوردند و فورا جواب دادند:

این مایه سرور و خوشبختیست که فلک از رنگ قرمز خالیست

تلاءلو آسمان را می بینی؟ گویند که خدا هم استقلالیست!

 

×مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده نا تمام است

و وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است!


×فال حافظ، نیت کن!

...

...

...

...

به جهنم گر غمت پایان ندارد

به درک گر سرت سامان ندارد

بخندم من به این دنیای فانی

که ضایع تر از این امکان ندارد

. . .

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره!

 

(کلمه بخندم در بیت دوم در دیوان اصلی کلمه دیگری بود که من با توجه به اینکه خانواده از اینجا رد می شه یه کم تغییرش دادم... به هر حال مطمئنم اونقدر فکرتون منحرف هست که بتوید کلمه اصلی رو بدون راهنمایی من حدس بزنید!)


× آمازون با تمام درختاش... آسمون با تمام ستاره هاش... دنیا با تمام آدمهاش... بارون با تمام قطراتش

خلاصه اگر همه رو با هم جمع کنی، خیلی می شه!


×فردا ماه گرفتگی شروع می شه. اگر منو گرفتن، تو مواظب خودت باش                  


×یه جوجه خروس دارم روزی 6 تا تخم می ذاره...

باور نمی کنی؟ بیا! اینم عکسش:

_=/.l.\=

_(^\/^)

.\{= =}/

_j-----L

این هم تخم هایی که می ذاره:

O O 0 O O 0


×به اندازه تمام روزهای زندگیم دوستت دارم

- نوزاد سقط شده‎

×يک سي سي دوستت دارم يک قطره عاشقتم يك ليتر به فکرتم يك بشکه دروغ گفتم!

×وای وای وای... دیدی چی شد؟...
وای وای وای... بگم؟ نه نمی گم خیلی بده...
وای وای وای... تو رو خدا بگو نه جون تو نمی شه خیلی ضایع هست... آخه نمی شه اصلا...
وای وای وای... باشه چون اصرار کردی می گم...
ولی قول بده به کسی نگی که سر کارت گذاشتم!

×زنها دو وقت گریه می کنن:
1- وقتی که فریب می خورند.
2- وقتی که می خواهند فریب بدهند!

×همین الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترین فرشته شون گم شده...
...
یه وقت منو لو ندی!

×ای اس ام اس! برو پیش اونی که بهش فکر می کنم...
یکی بزن تو سرش، برگرد بیا با هم بخندیم!

×اگر دریچه قلبم رو باز کنی اینو می شنوی:
...
...
...
ای یار! اون در لعنتی رو ببند، سوز میاد!

×تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه سالاره
...
...
...
چاکرتیم سالار!

×اگه کوه باشی استواری ... اگه رود باشی روانی ... اگه کوه باشی بلندی
اگه آسمان باشی وسیعی ... اگه خورشید باشی پر حرارتی
اگه آدم باشی یه اس ام اس می فرستی!

×امروز جمعه است، گفتیم یادی از اموات كنیم... چطوری جنازه؟

×بي وفا ديگه دوستم نداری؟
...
...
...
خیلی خوب، قلاده تو باز می کنم بری!

×تکنولوژی پیشرفت کرده...
قبلا زنگ می زدن در می رفتن... الان اس ام اس می دن در می رن!

 

×5 راه برای اینکه زیباترین عروس سال شوید:
...
...
...
اعتماد به نفست منو کشته! فکر می کنی شوهر گیرت میاد، عروس می شی؟!

×گاهی وقتا اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرق می شی که یادت میره یه نفر منتظرته تا
.
.
.
.
.
از دستشویی بیای بیرون

 

×سلام، دیشب خواب دیدم توی باغ سر سبز داشتی برای خودت قدم می زدی، منم اونجا بودم کنار دریاچه، دیدم یه گل قرمز بین لباته، داشتی به من نزدیک می شدی... می خواستم بهت یه چیزی بگم اما..
یه دفعه چوپونت اومد و بردت طویله!

 

×برو پايين دعواست
‏.‏..
.‏.‏.
دير رسيدي 110 بردشون!

×یک نصیحت مادرانه: روزها استراحت کن تا شبها راحت تر بخوابی

×دلم برات تنگ شده بود حالا فهيدم چرا...
چون مال کش شلوارم بود!

× (مخصوص نیمه شب) یادت باشه که یادت بندازم که به یادم بیاری که یاد بدی دیگه این وقت شب با SMS کسی رو بیدار نکنم

 

×اگه نمی ذاری نازت کنم... اگه نمی ذاری بغلت کنم... حداقل بزار جلیگرتو بخورم
...
...
...
آخه من جلیگر گوسفند خیلی دوست دارم!

 

×می گن شرک (shrek) اومده ایران داره دنبال خرش می گرده. چقدر می دی آدرستو بهش ندم؟

×روی چشم های من جا داری
...
...
...
عینک ته استکانی

 

×دوست دارم با تو بخوابم، منو تو تنها باهم، من بي تو خوابم نمي بره، کجايي زير شلواري من!

 

×چیزی ارزشمندتر از همین امروز وجود ندارد.


×میان‎ آدمها‎ چیزی‎ نیست‎ جز‎ دیوارهایی‎ که‎ خود‎ آنهاساخته‎ اند‎.


×فراموش نشدنی ترین اندرزها آنهایست که اندوهی فراوان برای بدست آوردنشان کشیده ایم.
- اُرد

×ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... چه تلخ است قصه ی عادت.

×اگرخداوند آرزویى را در دلت نهاد، بدان توانایى رسیدن به آن را در تو دیده است.

×اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم، دست کم می توانیم بر واکنشهای خود نسبت به آن وقایع، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می دهیم مسلط باشیم.
- رابینز

×مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بی قرارت باشند.


×دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی.
- امام علی (ع)

دو چیز است که انسان را از گناه باز می دارد:
1- یاد خدا
2- یاد مرگ

اگر افتادی مهم نیست...
به شرطی که موقع بلند شدن از زمین چیزی برداری.


×ماهی از بی آبی نمی میرد. بالا و پایین پریدنش را بنگر. به خاطر دوری از آب خود را می کشد!


×عفت در زن مانند شجاعت است در مرد، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نا نجیب. (ناپلئون بناپارت)


×وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد؟

کشتى در ساحل امن تر است، ولى براى این منظور ساخته نشده است: "حرکت کن"


×لباس قدیمی بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
- آستین فلپز

×در اين دنيا دو عنصر به وفور يافت مي شود، يكي هيدروژن و ديگري حماقت!

×روحت شاد و یادت گرامی این اس ام اس رو واسه هر کی فرستادم فرداش سقط شد مراقبه خودت باش!

×نيکلاس کيج، جنيفر لوپز، آنجلينا جولي، تام کروز، رابرت دنيرو، خود من و بقيه ستارگان جهان سال جديد را به شما تبريک مي گوييم.

×خدا می دونه که من فقط تورو دوست دارم. خدا می دونه که تو تنها عشق منی. خدا می دونه که من این اس ام اس رو تا حالا برای چند نفر فرستادم.

×یادت باشه تعطیلات به زودی تموم می شه و بعدش امتحاناته که انتظارت رو می کشه.
ستاد کوفت سازی تعطیلات نوروزی!

×دوباره جیب ها جای شپش شد
میان این شپش ها کشمکش شد
خدا را شکر با هر زحمتی بود
هزار و سیصد و هشتاد و شش شد

×تو عید میوه ها گرون شده. قدر خودتو بدون گلابی!

×شنيدم از شباهتت با يه هنر پيشه سوء استفاده ميكني و به مردم امضاء ميدي ..... اونم جاي كي !!!!!!.... حيفه نون

×می خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری بخوریش!

×حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجرآفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات!

×<<<< بوووووم >>>>
------------------
... سال نو ...
.................
.................
.................
نشده هنوز!
هول نشو... عمو نوروز بود...
باد صدا دار داد !!!

×پژو 405، بدون كيسه هوا، بدون ايمني، آماده آتش‌سوزي بي‌دليل، بهترين عيدي براي همسر دلبندتان!

×تا حالا يه قورباغه پرس شده لاي نايون ديدي؟ نديدي؟
يه نگاه به گواهينامه ات بندار

×5 روش آدم شدن:
......
......
......
......
کنجکاو نشو، تو آدم بشو نیستی!

×برو پایین

|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|
|___|

حالا خوبه نردبون رو بردارم همون پایین بمونی؟

×می دونی بهترین یونجه مال کجاست؟ نمی دونی؟ مهم نیست می رم از یه خر دیگه می پرسم!

×ميگن فردا ساعت 4 خوشگل‌ها رو مي‌گيرن تو رو خدا بيرون نرو نمي‌گيرنت ضايع مي‌شي

×در پی اختلاف نظر علما در مورد اینکه 4شنبه سوری 22 اسفند است یا بیست و نهم، روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته وحشت نامگذاری شده

×داری از چشمم میافتی داری از چشمم میافتی داری از چشمم میا فتتتتتتتتتی امان از دست این لنز لعنتی

×سلام، خوبی؟ من تا 10 روز دیگه دارم میرم. می دونم خیلی اذیتت کردم. شاید کسی که بعد از من میاد از من بهتر باشه... بدی، خوبی از من دیدی ببخش، قول بده فراموشم نکنی. خداحافظ برای همیشه.
از طرف سال 1385

×ضرب المثل مکزيکي مي گه: بجز خودت و اسبت به کس ديگه اي اعتماد نکن!! منم بجز خودم و خودت به کس ديگه اي اعتماد ندارم!

×ببخشید، شهرام جزایری خونه شما نیست؟ اگر نیست بفرست برای نفر بعدی.
طرح جست و جوی خونه به خونه قوه قضائیه!

×می دونی پشه چند تا دندون داره؟ 47 تا...
شک داری برو بشمار!

×این اس ام اس رو 14 روز دیگه بخون.
.........
.........
گفتم 14 روز دیگه!
.........
.........
عید نوروز مبارک. یادت باشه من اولین کسی بودم که بهت تبریک گفتم!

×اسمان را ستاره زيبا مي كند، باغچه را گل، عشق را محبت، بيابان را چمن، چشم را اشك، و تو را عمل كردن دماغ زيبا مي كند!

×به دلیل نبودن چرت و پرت برای ارسال، پیشاپیش نوروز 86 را به شما تبریک می گوییم.

SMS های عشقولانه

×مي دوني دليل خسوف و كسوف چيه؟ خورشيد و ماه واسه ديدنت دعوا مي كنند!


×l+l+l+l+l+l+l+l0l+l

این قبرها رو می بینی؟ یه دونه اش خالیه. اونو من گرفتم تا برات بمیرم.


×می دونی فرق تو با کشتی چیه؟ کشتی به گل می شینه، تو به دل می شینی!

 

×بینمون اگه راه آهن باشه...

#######

یا یه عالمه کوه باشه...

ΔΔΔΔΔΔΔ

یا یه دنیا راه باشه...

ΞΞΞΞΞΞΞΞΞΞ

نمی تونه بین ما فاصله بندازه، چون تو توی قلبمی.


×_.:ΞΞΞ:. , , .:ΞΞΞ:.

 .":ΞΞΞΞ:.¤.:ΞΞΞΞ:"

 _._:ΞΞΞΞ¥ΞΞΞΞ:

 _._":ΞΞ:-'!'-:ΞΞ:"

این پروانه از راه دور میاد و می خواد بهت بگه: خیلی گلی!


×زیرسیگاری با اینکه می دونه سیگار همیشه دلشو می سوزونه، ولی باز هم اونو تو دلش جا میده.

زیرسیگاریتم رفیق!


×ساده نوشتن را چون ساده زیستن دوست دارم. پس ساده می نویسم: دوستت دارم.

 

دوصتت دارم با ص صابوني، تا همه تو كفِش بمونن...!


×دوستی تکرار دوستت دارم نیست، دوستی فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش می داری.

×روی هر پله ای که ایستاده باشی، خدا یک پله بالاتره. نه برای اینکه بادت بندازه که اون خداست و تو بنده، برای اینکه دستت رو بگیره و تورو بالا ببره.


×گواراترین زندگی را کسی دارد که از آنچه خداوند نصیب او کرده خرسند باشد. - امام علی(ع)

 

×وقتي از همه جا نا اميد شدي برو توي کوه فرياد بزن که آيا هنوز اميد هست؟

آن موقع خواهي شنيد که هست هست هست...

 

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

 

بزرگترین درس زندگی این است كه گاهی ابلهان درست می گویند. - وینستون چرچیل

 

تمام افکار خود را روي کاري که داريد انجام مي دهيد متمرکز کنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمرکز نشوند نمي سوزانند.

فرستنده اس ام اس: الکساندر گراهام بل (خودش فرستاد! باور کنید!)

 

اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت!

 

زماني که کنار رودخانه بودم نگاهم به قله کوه بود، به قله کوه که رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم

فرستنده: زورو (البته این یکی رو خود زورو نفرستاده! یه نفر با اسم مستعار زورو بوده.)

 

اگرسه چيزنبود، فررند آدم هرگز براي چيزي سر خم نمي كرد: فقر، بيماري و مرگ

امام حسين(ع)

 

×هیچ بارانى جاى پاى تو را از کوچه قلبم نخواهد شست.


×به اندازه دیوونه هاى دیوونه خونه، دیوونه وار دیوونتم!


×تو بارانی و من باران پرستم

تو دریایی، من امواج تو هستم

اگر روزی بپرسی باز گویم:

تو من هستی و من نقش تو هستم

 

×سلام، کجائی؟

من تصادف کردم، حالم اصلا خوب نیست...

آخه خوردم به مرامت چپ کردم!


×دریا هر چه دور می شود، ساحل باز هم کنار دریا می ماند.

ساحلتم دریای من!


×کدومو دوست دارى برات بفرستم؟

قل(ب)م

ر(و)حم

ج(س)مم

یاحروف داخل پرانتز؟


×آدما از جنس برگند. گاهی سبزند، گاهی پائیزن و زردند. زمستون دیده نمی شن. تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن. حیف که هر لحظه یه رنگند...


×بمیرد آنکه غربت را بنا کرد

تو را از من، مرا از تو جدا کرد


×اتل متل يه ماهی، فدات بشم الهی

برات پيام نوشتم، نگی دوستت نداشتم


×يک دم گمان مبر زخيال تو غافلم

گر مانده ام خموش، خدا داند و دلم


×من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نكنم، می شكنم.


×20 شاخه گل برای تو که بیستی، افسوس که پیشم نیستی.


×دلم می خواد اونقدر کوچیک بشم قد یک پرنده، اونوقت پر بزنم بیام پیش تو...

دلم می خواد اونقدر بزرگ بشم قد یک نهنگ، اونوقت تو رو بخورم تا همیشه پیشم باشی!


×گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی، یاد کن از قلب بی تابی که هردم یاد توست.

×هیچ بارانى جاى پاى تو را از کوچه قلبم نخواهد شست.

×به اندازه دیوونه هاى دیوونه خونه، دیوونه وار دیوونتم!


×تو بارانی و من باران پرستم
تو دریایی، من امواج تو هستم
اگر روزی بپرسی باز گویم:
تو من هستی و من نقش تو هستم


×سلام، کجائی؟
من تصادف کردم، حالم اصلا خوب نیست...
آخه خوردم به مرامت چپ کردم!


×دریا هر چه دور می شود، ساحل باز هم کنار دریا می ماند.
ساحلتم دریای من!


×کدومو دوست دارى برات بفرستم؟
قل(ب)م
ر(و)حم
ج(س)مم
یاحروف داخل پرانتز؟


×آدما از جنس برگند. گاهی سبزند، گاهی پائیزن و زردند. زمستون دیده نمی شن. تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن. حیف که هر لحظه یه رنگند...


×بمیرد آنکه غربت را بنا کرد
تو را از من، مرا از تو جدا کرد


×اتل متل يه ماهی، فدات بشم الهی
برات پيام نوشتم، نگی دوستت نداشتم


×يک دم گمان مبر زخيال تو غافلم
گر مانده ام خموش، خدا داند و دلم


×من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نكنم، می شكنم.


×20 شاخه گل برای تو که بیستی، افسوس که پیشم نیستی.


×دلم می خواد اونقدر کوچیک بشم قد یک پرنده، اونوقت پر بزنم بیام پیش تو...
دلم می خواد اونقدر بزرگ بشم قد یک نهنگ، اونوقت تو رو بخورم تا همیشه پیشم باشی!


×گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی، یاد کن از قلب بی تابی که هردم یاد توست.

×قشنگ ترین لحظه هایم رابا سخت ترین دقایقت عوض می کنم تا بدانی عاشق ترین پروانه ات بودم ومجنون ترین دیوانه ات هستم.

×عشق یعنی اینکه وقتی می‌خوای برسونیش، رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک‌ تره!

اگه گفتی امروز چه روزیه؟
...
بگو دیگه
...
زیاد فکر نکن، امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده!

زندگی کن ولبخند بزن به خاطرآنهایی که با لبخندت زندگی می کنند.


×در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم. بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری!

×تقدیم به کسى که درکنارم نیست، اما حس بودنش به من شوق زیستن مى دهد.

×صبح که چشماتو باز می کنی، بدون دیشب یه نفر به شوق دیدن تو چشماشو بسته.


×می خواستم برات یه سبد گل بفرستم...
ولی برات یه آینه می فرستم تا یک دنیا گل رو توی اون ببینی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 9:10 PM  توسط سامان  | 

مطالب درخواستی

بازدید کننده عزیز شما در این بخش از وبلاگم می توانیم هر مطلبی در هر زمینه ای از من بخواهی تا براتون در وبلاگم بذارم من هم سعی می کنم و اگه امکان داشته باشه درخواست شما را بجا بیاورم.×حتما نظر بدهید× (با تشکر سامان)

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 7:4 PM  توسط سامان  | 

لوگوی درخواستی

بازدید کننده عزیز شما در این بخش از وبم می توانید لوگوی درخواستی خود را ببینید کافی است که کافی است که نام یا هرچیزی که می خواهید با آن لوگو بسازم در اینجا برام بنویسید ضمنا لوگوی خود را می توانید بهد از 2تا7روز دیگر در این پست مشاهده کنید.×حتما نظر بدهید× (با تشکر سامان)

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 7:0 PM  توسط سامان  | 

جملات الهام بخش

جملات الهام بخش

۱.جهان هرکس،به اندازه وسعت فکر اوست.(ادیسون)

۲.مرد پرهیزگار،هرگز پارسایی خود را نمی سنجد.(پاسکال)

۳.فراموش نکنید که در انتظار معجزه باشید زیرا که خود نیز یکی از معجزات هستید.(رابینز)

۴.سکوت مانند ابدیت عمیق است،و سخن گفتن،مانند زمان کم عمق.(کارلایل)

۵.انسان خود را نمی شناسد مگر هنگام فقر و بدبختی.(آلفرد دوموسه) 

۶.از معاشرت با کسی که قادر به حفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست پرهیز کن.(افلاطون)

۷.هر چیزی که بی نهایت زیبا باشد عجیب به نظر می رسد.(فرانسیس بیکن) 

۸.تکرار،مادر تمام مهارت هاست.(رابینز)

۹.من حقیقی همان است که هستی،نه آنی که دیگران از تو ساخته اند.(پائولو کوئیلو)

۱۰.این ذهن ماست که شر را به خیر مبدل می کند و غم و شادی و فقر و ثروت می آفریند.(ادموندو اسپنر)

۱۱.یکی از شگفتی های وجود انسان این است که می تواند برای هر واقعه چنان اهمیتی قائل شود که نیرو بخش و یا نابود کننده باشد.(رابینز)

۱۲.اگر کارهایی را که قادر به انجامشان هستیم،انجام می دادیم،خودمان جدآ شگفت زده می شدیم.(ادیسون)

۱۳.عادت یا بهتری خدمتکار ماست،یا بدترین اربابمان.(ناتانیل امونز)

۱۴.موفقیت تنها یک چیز است،اینکه زندگی را به دلخواه خود بگذرانید.(کریستوفر مورلی)

۱۵.سخنان شیرین زحمتی ندارد ولی فواید بیشماری به شما می رساند.(ژرژ هربت)

۱۶.هر گاه بتوانیم،پس از شکست لبخند بزنیم،شجاع خواهیم بود.

(آبراهام لینکن)

۱۷.نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل باش که گفته خود را هدر دهی.(گاندی)

۱۸.سعادت،عادت است،آن را پرورش دهید.(گاندی)

۱۹.راه دست یابی به موفقیت،مضاعف کردن میزان شکست هاست.(توماس واتسون)

۲۰.تنها دو گروه نمی توانند افکار خود را عوض کنند:دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.(وین دایر)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 5:30 PM  توسط سامان  | 

امکانات

جستجوي كتاب

كتاب مورد نظر خود را جستجو كرده و آن را بخوانيد

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 10:55 PM  توسط سامان  |